و گواهى آنها را در شهادتنامهاى جمعآورى نمودم . آنگاه شهادتنامهء مزبور را در مدينه به نزد عائشه بردم . پس از اينكه وى آن را ملاحظه كرد ، گفت : خداى عمرو عاص را لعنت كند . او ادعا مىكرد كه من ذوالثديه را در مصر كشتهام ! « 1 »
ابن كثير پس از نقل اين داستان اضافه مىكند ، آنگاه عائشه سر به زير افكند ، و سخت گريست ، هنگاميكه از گريستن باز ايستاد ، و آرامش يافت ، گفت : خداى على را رحمت كند ، او لحظهاى از حق جدا نگشت ، و آنچه ميان من و او بوقوع پيوست همانند چيزى بود كه ميان زنان و خانوادهء شوهرشان اتفاق مىافتد ! ! * « 2 »
اما اينكه چرا عمرو عاص ، چنين ادعاى دروغى رده بود ، و مىخواست كشتن ذو الثديه را به خويش نسبت دهد ، با رجوع به رواياتى كه از رسول اكرم ( ص ) باز مانده است ، روشن مىشود !
دانشمندان حديث و مورخين در نكوهش ذوالثديه و مدح و ستايش قاتل او رواياتى از پيامبر اسلام نقل كردهاند . عمرو بدين وسيله مىخواست كه ستايش پيامبر را بر خود تطبيق دهد !
* * * ما در اينجا بحث و بررسى زندگانى عائشه را پايان مىبخشيم ، و به بررسى زندگانى معاويه بازمىگرديم ، تا بدين وسيله بتوانيم انگيزهها و عوامل جعل حديث و روايت پردازىهاى آن زمان را بازشناسيم ، و نقش عظيم عايشه را در آن ميان بدانيم . چه همهء بحثها و كوششهاى ما براى شناسائى روايتهائى است كه به دروغ به پيامبر اكرم نسبت داده شده است ، و اسلام را واژگونه نشان مىدهد ، از اين رو جز با اين بحثها نمىتوان آن دروغها را شناخت ، و نقد نمود !
هامش
( 1 ) « ابن كثير » 8 / 303 .
( 2 ) * بىگمان خوانندگان عزيزى كه با حوصله اى كتاب را مطالعه كردهاند ، خواهند پرسيد كه آنهمه دشمنىهاى عائشه با خاندان رسول و اميرالمؤمنين ( ع ) ، چطور با اين سادگى ممكن است توجيه شود . آيا به خاك و خون كشيدن بيست هزار مسلمان به خاطر اختلاف خانوادگى قابل قبول است ؟ سجدهء شكر در مرگ و شهادت جانگداز امام و دورى جستن از ملاقات فرزندان آن حضرت و همكارى با دشمنان خدا و رسول و قرآن يعنى بنىاميه و حديثسازى بنفع آنان توجيهى اين چنين مىپذيرد ؟ هرگز !