از عروه خواهر زادهء او نقل شده است : عائشه بالاپوشى از حرير * « 1 » داشت كه آن را گاه و بيگاه به تن مىكرد . اين روپوش را به عبدالله بن زبير بخشيد .
محمد بن اشعث كه از سران طوايف كنده بود ، براى عائشه پوستينى به هديه آورده بود ، و او در هنگام سردى هوا از اين پوستين استفاده مىكرد .
زنى مسلمان به نام امينه مىگويد : روزى عائشه را ديدم كه بالاپوشى سرخ رنگ و روسرى سياه رنگ پوشيده بود « 2 » .
معاذه ، زنى از قبيلهء عدى ، نقل مىكند : بر عائشه بالاپوشى زرد رنگ ديدم « 3 » .
بكره دختر عقبه مىگويد : روزى به منزل عائشه رفتم ، او نشسته بود ، لباسى زرد رنگ به تن داشت « 4 »
ابىمليكه مىگويد : برتن عائشه پيراهنى مضرج ديدم ! پرسيدند : مضرج چيست ؟ گفت : همان كه شما بدان گلى رنگ مىگوئيد « 5 » .
قاسم فرزند محمدبنابىبكر نقل مىكند كه عائشه با لباس زرد رنگ احرام مىبست ، و او با پيراهن زرد و زيور آلات طلا احرام مىبست « 6 » .
عبدالرحمن بن قاسم از مادرش نقل مىكند كه او مىگفت : بر بدن عائشه لباس سرخ رنگ چون آتش ديدم ، در حالى كه او در احرام حج بود « 7 » .
عطاء مىگويد : من با عبيده بن عمير به نزد عائشه رفتيم . او در كوه ثبير مجاور خانهء خدا شده بود ، و در آن جا براى او قبهاى نصب كرده بودند كه پوششى بر خود داشت من كه كودكى بيش نبودم ، او را در پيراهنى سرخ رنگ مشاهده كردم « 8 » .
بخارى روايت را با مختصر اختلاف و افزونى نقل مىكند : پرسيدند : پوشش عائشه چه بود ؟
گفت : او در خيمهاى تركى بود كه آن خيمه پوششى بر خود داشت . فاصلهء ما و او همان پوشش بود ، و من او را در لباسى سرخ رنگ ديدم « 9 »
هامش
( 1 ) در متن تاريخ « خز » آمده است . و خز را نيز تفسير به حرير كردهاند ، اما پارهاى آن را حرير مخلوط به پشم دانستهاند .
( 2 ) رواياتى كه تا كنون نقل شد ، همه در طبقات الكبرى 8 / 73 - 69 در شرح حال عائشه موجود است .
( 3 ) « سير اعلام » 2 / 132 .
( 4 ) شرح حال عائشه در طبقات و سير اعلام النبلاء .
( 5 ) همان كتاب پيشين .
( 6 ) همان كتاب پيشين .
( 7 ) « طبقات الكبرى » ، شرح حال عائشه .
( 8 ) شرح حال عائشه در « سير اعلام النبلاء » بخارى نيز در باب « ما يلبس المحرم » از كتاب حج 1 / 180 بدين مضمون رواياتى دارد .
( 9 ) بخارى : « الجامع الصحيح » ، باب طواف النساء مع الرجال 1 / 195 .