نمود . خانهء بزرگان قوم تزيين گرفت ، لباسها فاخر گشت ، ثروتها انبوه شد ، و تعادلى كه اسلام براى جامعه به ارمغان آورده بود كه در پرتو آن خداى يكتا شناخته و پرستيده شود ، از ميان رفت ، و به حدى خودنمائى اوج گرفت كه افكار و تمايلات مردم به افكار و تمايلات غير اسلامى تبديل گشت .
عائشه شخصيت مورد بحث ما در اين كتاب ، از افرادى است كه پس از رسول اكرم بدين راه رفته است . او به خاطر جاه طلبى مفرط و تندش به هر وسيله كه ممكن مىشد ، چنگ مىزد تا او را در نظرها ارزش و بزرگى ببخشد . آن همه بخششها كه مى كرد ، آن همه روايت كه به هر مناسبت از رسول اكرم بازگو مىنمود ، ارتباطى كه با دستگاه خلافت داشت وو . . . همه و همه جلوههائى از اين صفت نيرومند او بودند . اينك نيز با نمونهء ديگرى از خودنمائى اين خصيصه در وجود او آشنا مىشويم .
عائشه در همان زمانى كه زنان تودههاى مسلمانان و نيز ساير زنان پيامبر اكرم ( ص ) با سادگى و بدون زرق و برق ، لباس مىپوشيدند ، انواع و اقسام رنگها و اجناس لباس را در دسترس داشت ، و از آنها استفاده مىكرد . او از به كار بردن زينت آلات گرانبها امتناع نمىورزيد . حتى در ايام حج و هنگام انجام اين عبادت بزرگ كه همه زرق و برقهاى مادى فراموش مىگردد ، امالمؤمنين از پوشيدن لباسهاى رنگين و زيبا خوددارى نداشت . نصوصى كه در ذيل ملاحظه ميكنيد ، همه نشانههائى بر ادعاى ماست .
صاحب كتاب طبقات از قاسم برادر زادهء عائشه نقل كرده است : كه او لباسهاى زرد رنگ مىپوشيد و انگشترهاى زرين بدست مىكرد .
زنى از زنان مسلمان به نام شميسه ، روايت مىكند كه روزى به نزد عائشه رفتم ، پيراهن زرد رنگ بر تن و روسرى و روبندهاى زرد رنگ بر سر و صورت افكنده بود .
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 232
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٣٢