شكست نفوذ عائشه را اعلام داشت ! !
اين حادثه در گذشته كمتر نظير داشت . عائشه به هر شكل كه بود ، در عصر خلفا نفوذى عظيم كسب نموده بود ، و دستگاههاى خلافت - به جز حكومت علوى - همه وقت نظريات او را با احترام پذيرفته بودند * « 1 » و اين اولين بارى بود كه خواستهء وى عقيم مانده و نظرش اعمال نمىشد .
با آن روحيات كه از عائشه مىشناسيم ، ناچار اين حادثه سخت بر او سنگينى مىكرد ، و وى را به دريائى از خشم و كينه مبدل ساخت ! آيا همين عامل نبود كه باعث مىشد ، پس از سالها بستگى و پيوند با معاويه و با همهء رعايتها و مهربانىهاى مادى كه از او مشاهده كرده بود ، با او درشتى كند ، و اعمال بدش را برخ او كشيده ، و خون به ناحق ريختهء برادر را ، با وجود گذشتن پانزده سال بر آن ياد آورد ! ؟
معاويه سياستمدار حيلهگر نيز بهتر مىديد كه با امالمؤمنين خشمناك ، ملايمت كند ، و دوستىهاى گذشتهشان را يادآور گردد ، و محبتها و بخششهاى مالى خود را نسبت به او ، گوشزد كند . البته عائشه ، زن نيرومندى كه در طول صفحات اين كتاب ، شناختهايم ، از حالت فوران غضب ، به اين زودى ، و سرعت آرام نمىشد ، و حقد و كينهاش را فراموش نمىكرد . به ويژه كه باز هم معاويه در همان اوان زخم تازهاى بر دل عائشه نهاده بود ، يعنى به خاطر بيت يزيد ، برادر ديگر او را به كام مرگ فرستاده بود ! ناگزير اختلاف عائشه و معاويه با مرگ ناگهانى عبدالرحمن ، برادر تنى او بالا مىگرفت ، و خشم وى با شعلههاى تازهاى فوران مىكرد .
هامش
( 1 ) * به مجلد اول ترجمهء كتاب حاضر موسوم به « نقش عائشه در تاريخ اسلام » مراجعه بفرمائيد .