تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
نكردى ؟ معاويه پاسخ داد : در واقع كسانى كه عليه آن‌ها شهادت داده بودند ، ايشان را كشته‌اند ! ! « 1 » احمد بن حنبل در كتاب « مسند » خويش نقل مىكند كه معاويه در جواب سوال عائشه گفت : تو هرگز چنين عملى نخواهى كرد ، زيرا من در خانهء امان هستم ! و از رسول خداى شنيدم كه « ايمان - به خدا - از ترور كردن بازميدارد . » آنگاه پرسيد : روش من با شما چگونه است ؟ و در بر آوردن حوائج تو چگونه بوده‌ام ؟ عائشه گفت : بسيار خوب ! ! معاويه گفت : پس ما را با ديگران واگذار ، تا اين كه نزد پروردگار خويش با يكديگر ملاقات كنيم « 2 » . چنانچه تاريخ گزارش داده است ، محمد بن ابىبكر برادر عائشه در سال سى و هفتم و حجر در سال پنجاهم از هجرت به قتل رسيدند . لذا اين سؤال پيش مىآيد . كه چرا و چگونه ام‌المؤمنين عائشه در تمام اين ساليان دراز ، سكوت ورزيد ، و نامى از خونخواهى برادرش بر زبان نياورد ، و در صدد انتقام گرفتن از معاويه بر نيامد ، تا اينكه حجر و يارانش كشته شدند ؟ آنگاه بود كه وى قتل فجيع برار را به ياد آورد ! ! ما معتقديم كه سبب اين مسله و اين دگرگونى احوال ، حوادثى بود كه در همان اوان به وقوع پيوست . در گذشته ديديم عائشه فرستاده‌اى بنام عبدالرحمن بن حرث ، از مدينه به شام فرستاد ، تا دربارهء حجر و ياران وى ، توصيه و شفاعت كند ، وخبر اين رسالت در گوشه و كنار بلاد اسلامى انتشار يافت ، ناگزير مردمى كه از گذشتهء عائشه و نفوذ هميشگى او در دستگاههاى خلافت مطلع بودند ، سخت اميد داشتند كه خواستهء وى انجام خواهد شد ، و معاويه او را مأيوس نخواهد كرد . چند روزى بيش نگذشت كه نماينده نااميد بازگشت ، و براى نخستين بار
هامش
( 1 ) نگاه كنيد به « الاستيعاب » شرح حال حجر + « ابن كثير » ( 2 ) « مسند احمد » 4 / 92 .