ابوالفرج اصفهانى مىنويسد : عائشه فرستاده و نمايندهاى به نام عبدالرحمن ابن حرث را به شام روانه كرد تا از طرف او نزد معاويه براى حجر و يارانش وساطت و شفاعت كند . اين مرد هنگامى به دمشق رسيد كه معاويه آنها را به قتل رسانيده بود . نمايندهء عائشه مأيوسانه و نااميد بازگشت و داستان را براى وى بازگو كرد . عائشه با ناراحتى فراوان گفت : اگر نه اين بود كه هر بار ما انقلابى بر پا كرديم ، و اوضاع را زير و رو نموديم ، كارها مشكلتر شد ، و حوادثى ناگوارتر به بار آمد اين بار هم دست به انقلاب مىزديم و قتل حجر را بىانتقام نمىگذاشتيم كه به خداى سوگند ! او مسلمانى راستين و كوشندهء در راه خدا بود . « 1 »
مقصود عائشه از اين كه مىگفت : « اگر نه كه هر بار ما انقلابى بر پا ساختيم ، و اوضاع را زير و رو كرديم ، كارها مشكلتر شد . » اين بود كه نهضت عمومى مردم عليه عثمان كه سر نخ آن به دست وى بود ، كار را به نظر او بسى مشكلتر كرد ؛ زيرا در اثر آن اميرالمؤمنين عليه السلام به خلافت رسيده بود . اين مسئله چنان بر عائشه گران آمده و سخت جلوه كرد كه آرزو مىنمود ، در صورتى كه خلافت براى امام مسلم و مسجل شود ، آسمان به زمين بيايد ، و همگان نابود شوند ! !
ولى خوشبختانه آرزويش نقش بر آب شد ، و امام مسند خلافت را زينت بخشيد . لذا دامن همت به كمر زده بود كه سير حوادث را بگرداند ، و خلافت را از چنگ امام خارج كند . ناگزير جنگ جمل را با آن همه خونريزى و كشتار به پا كرد * « 2 » آن هم به نتيجه نرسيد ، و در ضمن وى پسر عمويش طلحه و فرزند او محمد و شوهر خواهرش زبير را از دست داد . وه ! اين حادثه چه رنج و حسرت عظيمى براى وى به ارمغان آورد ! ؟
اينك مىترسيد كه اگر انقلابى عليه معاويه ترتيب دهد - كه با آن همه
هامش
( 1 ) « الاغانى » 16 / 10 + « طبرى » 4 / 192 + « ابن اثير » 3 / 209 .
( 2 ) * آمار كشته شدگان جنگ جمل را افزون از سى هزار تن نيز گفتهاند . ( يعقوبى 2 / 159 ، چ نجف ) ، و نيز رجوع شود به مجلد دوم از ترجمهء فارسى كتاب حاضر / 254 - 251 ، چاپ مهر استوار قم .