درست در اين زمينه هم ، چون هنگام مستحكم كردن حكومت خود ، عمل مىكرد او در اين دو حال ، از همهء وسائل فريب سود مىگرفت . پول ، رياست ووو . . . . . وسائلى بود كه در دست معاويه در اين راه به كار مىرفت ، و هر گاه نيز اسلحهء حيلههاى او كندى مىيافت ، و از هيچ چيز حتى كشتن دشنان مسالمتناپذير خود باكى نداشت .
وى در راه رسيدن به مقصود ، هيچ چيز را مانع نمىشناخت ، و از هيچ نوع حيلهگرى و ناجوانمردى روى گردان نبود .
گروهى از مورخين ، ريشهء فكرى موروثى ساختن حكومت را به شكل خاصى تصوير مىكنند . از جمله ابناثير مىنويسد : اولين جنبش براى بيعت يزيد ، از جانب « مغيره بن شعبه » انجام گرفت . معاويه به فكر افتاده بود كه او را از حكومت كوفه عزل كند ، و به جاى وى سعيد بن العاص كه از امويان به شمار مىرفت ، به فرماندارى آن شهر برگزيند .
اين خبر به مغيرهء حيلهگر و مكّار رسيد . با گروهى از ياران عزم شام كرد . هنگامى كه به دمشق رسيد . به ياران خويش گفت : اگر من در اين ملاقات نتوانستم امارت و فرماندهى خويش را استوار كنم - كه البته در صورت موفقيت ، شما از آن برخوردار خواهيد شد - ديگر تا ابد ، چنين فرصتى بدست نخواهد آمد ! ؟
آنگاه حركت كرده و به نزد يزيد رفت ، و به دو گفت : بزرگان و اصحاب و ياران پيامبر اكرم ( ص ) ، پيرمردان و سران قريش ، همه و همه از دنيا رخت بربستهاند . و تنها فرزندان آنها باقيماندهاند كه تو از همهء آن گروه برتر و بالاتر و خوش فكرتر و آشناتر به سنت پيامبر و سياست حكمرانى هستى ! ! و نمىدانم چه مانعى براى اميرالمؤمنين ( معاويه ) وجود دارد كه از براى تو بيعت از عموم مردم نمىگيرد ؟
يزيد گفت : تو فكر مىكنى اين كار سرانجام پيدا كند ؟ و به نتيجه برسد .
مغيره پاسخ داد : بلى !
مجلس ملاقات پايان يافت . خبر اين گفتگو به وسيلهء يزيد به معاويه رسيد .
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 168
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٦٨