تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
به خاندان اموى ، بدين صورت گزارش داده‌اند : سميه مادر زياد ، از كنيزان حرث‌بن‌كلده ثقفى ، طبيب نامدار عرب بود . اين زن ، در سرى روسپيان مشهور قرار داشت ، و در شهر طائف در مركز سكونت زنان روسپى منزل گرفته و بر بالاى آن پرچم سرخى كه خاص زنان بدكار بود ، برافراشته بود . و از آنجا كه كنيز حرث بود ، ناگزير مقدار معينى از درآمد خود را بر وفق رسوم عصر جاهليت به وى مىپرداخت . و حرث او را به ازدواج غلام روميش عبيد درآورده بود . ابوسفيان در دوران جاهليت ، به شهر طائف گذر كرد ، و نزد مى فروشى به نام « ابو مريم سلّولى » منزل كرد ، و به وى اشتهاى شهوى خويش را اظهار داشت ، و درخواست فراهم كردن يك زن روسپى نمود ! ! ابومريم گفت : آيا به سميه تمايل دارى ؟ ابوسفيان در جواب گفت : همو را بياور با اينكه . . . ابومريم ، سميه را به نزد ابوسفيان آورد ، و خود از اطاق بيرون رفت . سميه پس از اين جريان بار برداشت ، و سال اول از هجرت « زياد » به دنيا پا نهاد . بعدها آنگاه كه اميرالمؤمنين ( ع ) به خلافت رسيد ، زياد را به علت لياقت فراوان براى ادارهء امور و سخنورى و شجاعت ، به حكمفرمائى بر كشور پهناور فارس منصوب داشت . زياد با كاربرى خاصى كه دارا بود ، سرزمين بزرگ تحت حكومت خود را ، به خوبى در چنگ گرفته و اداره مىكرد . اين مسئله براى معاويه به شدت ناراحت كننده بود . بارها نامه‌هاى تهديد آميز و يا اميد بخش به او نوشته بود ، و حتى در آن نامه‌ها مسئلهء نسب او را با ابوسفيان گوشزد كرده بود . اما زياد تا حكومت علوى جريان داشت ، با سرسختى مقاومت مىورزيد ، و به تهديد و تطميع او گوش نمىسپرد . اما هنگامى كه اميرالمؤمنين ( ع ) شهيد شد ، و امام مجتبى با وجود آمدن عوامل جانگداز ، متاركهء جنگ كرد ، و . در نتيجه اكثر سرزمينهاى
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 151 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى