تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
همانجا بازگشت ، و نزد معاويه رفت ، و اورا به خاطر اين كار ملامت كرد ، پرسيد : بچه دليل به من از همهء همراهانم كمتر پول دادى ، و چرا نسبت به من بخل ورزيدى ؟ معاويه گفت : بله من از افراد ديگر دينشان را خريدارى كردم ، بدين جهت آن مقدار در برابر به آن‌ها پول بخشيدم ، اما تو را به حال خودت واگذار كردم ، چون مىدانم تو با اعتقاد ، هواخواه عثمان مىباشى . حتّات دنيا پرست گفت : دين مرا نيز از من بخر * « 1 » ! معاويه دستور داد كمبود پول او را بدهند « 2 » . از شمار كسانى كه به دام زرين معاويه درافتادند ، و در حكومت نو بنياد امويان به كار پرداختند ، مغيره بن شعبه و عمرو عاص بود . معاويه ، مغيره را كه از مشهورترين حيله‌گران عرب بود ، به حكومت كوفه منصوب داشت ، و عمرو عاص را نيز به حكومت مصر روانه ساخت ، و در ضمن با او شرط كرد مادامى كه حيات دارد ، اين استان بزرگ و زرخيز را در دست او باقى گذارد . ماليات آنجا هم مطلقا به دو تفويض گرديد . اما در اين ميان ، حيله‌گر زبردست ديگرى باقى مانده بود كه از چنگ معاويه مىگريخت ، و با او سر سازگارى نداشت ، تا آنجا كه وجود او مىتوانست خطرى قابل توجه براى حكومت تازه بنياد اموى باشد . به همين جهت ، معاويه نمىتوانست از او دست كشد ، و مىبايست به هر شكل شده است اين مرد را كه « زياد » نام داشت ، به زير پرچم خويش بكشاند ، و از حيله‌گرى و كاردانى او در پايه‌گذارى حكومتش سود برد . لذا بدون اينكه به دين و احكام آن بيانديشد ، و از زير و رو كردن فرامين الهى هراس داشته باشد ، به چاره‌جوئى پرداخت ! اصولا در همهء شئون او ، دنيا و فريب‌ها و لذت‌هاى زودگذر آن ، حكومت مىكرد . در
هامش
( 1 ) * به اين معنى كه نه ، من هم چندان بر اساس اعتقاد كار نمىكنم ، و خواهان پول هستم ، بنابراين به من هم پول بده ! ! ( 2 ) « طبرى » 6 / 135 ، با اختصار + ابن اثير 3 / 201 .