تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
كه نسبت به اهل بيت رسول ( ص ) در دل بغض‌ها مىپروراندند . فرستاده و جاسوس معاويه ، پيام او را به هر يك از اينان چنين باز گفت : « اگر تو حسن بن على را بقتل برسانى ، صد هزار درهم پول نقد ، و فرماندهى يكى از لشگرهاى شام و حكمرانى يك شهر و يك تن از دخترانم را به پاداش خواهى گرفت ! ! » . خبر اين توطئه پنهانى به امام مجتبى رسيد . لذا پس از آن ، در زير لباس‌هاى خويش زرهى مىپوشيد ، تا خطر حمله‌هاى ناگهانى اين ناجوانمردان در امان بماند . آن حضرت ، حتى در حال نماز هم با همان وضع حاضر مىشد ، و زره خويش را حتى در اين حال نيز از تن خارج نمىساخت . احتياط امام بجا و فكرش ، چون هميشه ، صائب بود ، زيرا يكى از همين مرد نمايان خود فروخته ، در هنگام نماز آن حضرت را با تيرى مورد حمله قرار داد . اما چون زره در بر آن حضرت بود ، تيراندازى بدون خطر شد ، و امام مجتبى ( ع ) از مرگ نجات يافت « 1 » . يعقوبى مىنويسد : معاويه گروهى پنهانى به ميان لشگر امام فرستاد كه در ميان صفوف لشگر آن حضرت اين فكر را بپراكنند كه قيس بن سعد هم كه پس از عبيدالله فرماندهى سپاه را به عهده گرفته بود ، با معاويه پيمان صلح بسته و خود را به او فروخته است ! از طرف ديگر گروهى را هم ميان لشگر قيس فرستاده بود كه انتشار دهند ، امام مجتبى ( ع ) با معاويه صلح كرده استو او مىخواست بدين وسيله كيان و اساس يكپارچگى و همبستگى و نظم دو لشگر مزبور را متزلزل ساخته و گروه‌هاى مختلف و صفوف گوناگون آن را به تشتت فكرى و عملى بكشاند . حيلهء ديگر معاويه اين بود كه گروهى فرستادهء رسمى به سوى امام فرستاد كه عبارت بودند از : مغيره بن شعبه ، عبدالله بن عامر و عبدالرحمن به الحكم . اينان در شهر مدائن كه مركز اصلى ستون‌هاى لشگر امام بود ، به نزد آن حضرت شرفياب شدند . مدتى در خيمهء فرماندهى گفتگو شد . سپس از آنجا خارج گشته ، در حالى كه
هامش
( 1 ) « بحار الانوار » 10 / 107 ، به نقل از « علل الشرايع » صدوق .