تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
و مردم را از يارى من منع نمود . سپس از من فرار كرد ، تا اين كه او را امان دادم . من براى انجام اين كار ابن‌عباس را نامزد مىكنم . گفتند : بخداى قسم ! ابن‌عباس با تو فرقى ندارد ، ما نمىپذيريم كسى از جانب لشگر عراق حكم شود ، مگر آن كه نسبتش با تو و معاويه يكسان باشد ! ؟ امام فرمود : پس مالك اشتر را تعيين مىكنم . اشعث گفت : مگر كسى جز اشتر ، زمين را زير پاى ما به آتش كشيده ، مگر جز اين است كه ما در حكم اشتر هستيم ؟ ؟ امام فرمود : حكم اشتر چيست ؟ گفتند : حكم اشتر آن است كه ما و لشگريان شام ، آن قدر بر سر يكديگر شمشير بزنيم كه آنچه خواستهء تو و خواهان اوست ، انجام پذيرد ! امام فرمود : آخر عمرو عاص ، ابوموسى را فريب مىدهد . گفتند : ما به حكميت ابوموسى رضايت داريم ! امام فرمودكپس كسى جز ابوموسى را نمىپذيريد ؟ گفتند : خير ! فرمود : پس هر چه را مىپسنديد ، انجام دهيد . كسى به دنبال ابوموسى رفت . ابوموسى حاضر شد . اشتر عرضه داشت : با اميرالمومنين ! مرا نيز با وى در كار حكميت شريك كن . اين پيشنهاد هم به مردم كوفه عرضه شد ، آنها چون گذشته لجوجانه امتناع ورزيدند . سپس نامه‌اى نوشتند ، و در آن بر دو حكم ، خداوند را شاهد قرار دادند كه تنها به موجب قرآن و سنت پيامبر حكم كنند ، و بر آن پيمان بستند . آنگاه اضافه كردند كه اگر آن دو حكم ، بر خلاف قرآن كريم و سنت نبوى حكم كنند ، مسلمانان از حكمشان بيزارند . با امضاى اين پيمان‌نامه ، عمرو مشاور حيله‌گر و مكار معاويه از جانب اهل شام به حكميت انتخاب شد ، ابوموسى مرد سفيه و بىايمان از جبههء عراق « 1 » .
هامش
( 1 ) ذهبى « سير اعلام النبلاء » 2 / 282 ، چ مصر ، دارالمعارف .