تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥

6 قاريان كوفه در شام

انما كان معاويه يشكو من بقاء صحابة النبي في الشام « معاويه از اين كه صحابهء بزرگ پيامبر در شام باشند ، سخت كراهت داشت » درگيرىهاى معاويه منحصراً با مردانى چون ابوذر و عباده نبود . معاويه ، اين مرد خدا نشناس كه بازماندهء جاهليت ، با تمام خصوصيات و ويژگىهاى آن بود ، با هر كس كه اندكى از واقعيات اسلام را دريافته بود ، ناگزير درگير مىشد ، و اختلاف پيدا مىكرد . از اين رو وى با قاريان كوفه * « 1 » كه به شام تبعيد شده بودند ، نيز نزاع و اختلاف سخت و درگيرى شديدى پيدا كرد . مورخ بزرگ ، بلاذرى در كتاب معتبرش ، « انساب الاشراف » مىنويسد : هنگامى كه عثمان وليد را از كوفه عزل كرده و به جاى وى ، سعيدبن‌العاص را فرمانروا ساخت ؛ به دو دستور داد كه با اهل آن شهر مدارا كند ، و كوشش نمايد كه همچون وليد با ايشان اختلاف و درگيرى پيدا ننمايدو بنابراين سعيد با بزرگان و قاريان شهر همنشين شده بود ، و هر شب گرد هم جمع شده و بگفتگو مىنشستند .
هامش
( 1 ) * كلمهء قارى در فرهنگ آن روز ، با مفهوم كنونيش فرق بسيار دارد . قارى در آن روز به كسى گفته مىشد مه قرآن را حفظ داشت ، و با تفسير آن آشنا بود ، و سمت رهبرى دينى مردم را عهده‌دار ميشد . چنين كسى ناگزير نفوذى فوق‌العاده در افكار و عقايد مردم مىتوانست داشته باشد .