على كه با لشكر خود از مدينه حركت كرده بود ، به منزل ذىقار وارد گرديده ، و در آنجا از شنيدن كثرت ساز و برگ جنگى ، و نيروى نظامى ما ؛ مرعوب و ترسناك گشته و با حالت رعب و ترديد به سر مىبرد ، و قدمى جلوتر نمىتواند بگذارد .
امروز على ، به اسب رم كرده ، و خود باختهاى مىماند ، كه نه به عقب مىتواند برگردد ، زيرا از پى شدن مىترسد ؛ و نه به پيش مىتواند برود ، كه از كشته شدن مىهراسد .
اين نامه كه به حفصه رسيد ؛ كنيزكان و خدمتكاران ، و دختران خويشاوندان خويش را جمع نمود ، و دستور داد كه مضمون نامهء عايشه را به صورت سرود و ترانه درآوردند و دفزنان بدينگونه ميخواندند : ما الخبر ؟ ما الخبر ؟ على فى السفر ، كالفرس الاشقر تقدم عقروان تاخر نحر .
زنان و دختران آزاد شدگان « 1 » و مخالفين علىبنابيطالب ، كه اين جريان را شنيدند به خانهء حفصه روى آوردند ، و در آن مجلس بزم و شادى شركت جستند .
امكلثوم ، دختر اميرالمؤمنين ( ع ) كه از اين جريان مطلع گرديد چادر بر سر انداخت و با دستهاى از زنان خويشاوندانش ، به طور ناشناس به منزل حفصه وارد گرديد و در گوشهاى نشست ؛ پس از مدتى چادر از صورتش كنار زد چشم حفصه كه به امكلثوم افتاد سخت خجالت زده ، و شرمنده گرديد ؛ و از اين رفتار نابجايش اظهار ندامت نمود .
امكلثوم گفت : حفصه ! از تو و عايشه دور نيست ، كه امروز در عداوت و دشمنى با پدرم على ، همكار و پشتيبان هم باشيد ، همانطور كه در ايذاء رسول خدا همكار و پشتيبان هم بوديد ، تا آنجا كه در نكوهش و ملامت شما سورهاى از قرآن فرود آمد « 2 » .
حفصه گفت : امكلثوم ! خدا تو را رحمت كند ، معذورم بدار ! و بيش از اين ملامتم مكن ! سپس دستور داد ، در مقابل امكلثوم ، نامهايرا كه عايشه فرستاده بود پاره كردند « 3 » .
هامش
( 1 ) در متن روايت « بنات الطلقاء » كه به معناى دختران آزادشدگان است آمده است زيرا پدران آنان از بنى اميه بودند كه رسول خدا ( ص ) در فتح مكه آزادشان ساخته بود .
( 2 ) مقصود سور تحريم است كه در اين سوره عايشه و حفصه با آيه «إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ. . . » مورد نكوهش قرار گرفتهاند .
( 3 ) شرح نهجالبلاغه ابنابىالحديد ط ايران 2 / 157 .