فانا ابنك الخالص ان اعتزلت هذا الامر
آرى من فرزند تو هستم در صورتى كه از جنگ و خونريزى دست بردارى
« زيدبنصوحان »
دو نامه از عايشه
1 - نامهاى به يزيدبنصوحان
طبرى از مجالدبنسعيد نقل مىكند : عايشه به زيدبنصوحان ، « 1 » كه مردى
هامش
( 1 ) زيدبنصوحان كنيهاش ابوسلمان يا ابوسليمان است ، محضر پيغمبر اكرم ( ص ) و افتخار صحابگى او را درك نموده بود ، او مردى فاضل ، و با تقوا بود ، كه رياست و آقائى قوم خويش را در اختيار داشت ، صعصعه و سيحان نيز دو فرزندان صوحان و برادر زيد هستند .
نقل شده است كه رسول خدا ( ص ) دربار زيدبنصوحان فرمود : زيد چه زيدى ؟ جندب چه جندبى ؟ از رسول خدا ( ص ) علت اين گفتار را سؤال نمودند فرمود :
در ميان امت و پيروان من دو نفر هستندا كه از امتياز بالخصوصى برخورداند ، يكى زيد است كه دست او قبل از ساير اعضايش به بهشت ميرود ، دومى جندب كه شمشيرى فرود مىآورد ، و با آن يك شمشير حق را از باطل جدا مىسازد . طبق پيشبينى رسول خدا ، دست زيدبنصوحان در جنگ جلولا قطع گرديد ، و خودش در جنگ جمل كشته شد ؛ و جندب نيز يك مرد ساحر و افسونگر را كه باطل را در لباس حق جلوه مىداد با يك ضربه نابود ساخت .