تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
من پرچم مخالفت برافراشته و لشكرى عليه من بسيج نموده ، و اينك با لشكر خود ، به سوى عراق در حركت مىباشد طلحه و زبير نيز بيعت مرا شكسته ؛ و به يارى عايشه برخاسته‌اند زيرا طلحه پسر عموى وى ، و زبير نيز شوهر خواهر او است ، طلحه و زبير در اين پيمان‌شكنى و مخالفت با من ، آرزوى رياست دارند ؛ و چشم طمع به مقام خلافت و حكومت دوخته‌اند ، و اگر پيروز گردند ، و اين مقام را به دست آوردند ، در ميان آن دو نفر نيز حتماً اختلاف شديدى به وقوع مىپيوندد ؛ زيرا هر يك ، مقام خلافت را براى خود مىخواهد ؛ و براى رسيدن به اين مقام ، گردن ديگرى را مىزند ، و خونش را مىريزد ، ولى من ، به يقين مىدانم كه كار اين دو نفر ، به آنجا نخواهد كشيد و پيروز نخواهد گرديد ، و به مقام خلافت نخواهد رسيد . و اما عايشه ، آن شتر سوار ؛ به خدا سوگند ، او در اين سفر هيچ كوه و دشتى زير پا نمىگذارد ، و هيچ قدمى در بيابان‌ها برنمىدارد ، مگر اينكه ، راه خلاف و معصيت را مىپيمايد ، و بجرم گناه آلوده مىگردد ؛ او در اين راه ، خود و يارانش را بورطهء هلاكت و بدبختى مىكشاند ، آرى به خدا قسم ، يك سوم لشكر عايشه در اين جنگ كشته خواهد شد ، و يك سوم ديگرش پا به فرار گذاشته ، و يك سومش نيز نادم و پشيمان خواهد گرديد . مردم ! اين عايشه همان زنى است ، كه سگان حوأب بر وى پارس مىكنند ( كه اين جريان طبق پيش‌بينى رسول خدا ، محكمترين دليل ، و روشنترين شاهدى بر باطل بودن و گنه‌كارى وى مىباشد ) . اما « طلحه و زبير » به خدا سوگند خود آنان نيكو مىدانند كه بىراهه ميروند ، و راه معصيت و خلاف مىپيمايند ، و به يقين مىدانند ، كه در پيمان‌شكنى و مخالفت با من گناهكار و خطاكارند ، وه ! چه بسا عالم و دانشمندى ؛ كه با در دست داشتن مشعل علم و دانش ، جهل و نادانى او را به ورطهء هلاكت رهسپارش ساخته ، و در پرتگاه سقوط و بدبختى قرارش داده است ، و علم و دانش وى نفع و سودى بحالش نبخشيده است « و رب عالم قتله جهله و معه علمه لاينفعه » خدا يار و پشتيبان ما باشد ، و ما را بخودمان
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 88 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى