دانشمند و پرهيزكار بوده و از ياران و اصحاب رسول خدا نيز محسوب مىشد ، چنين نگاشت :
اين نامهايست از عايشه دختر ابوبكر ، و همسر رسول خدا ، به فرزند پاك و صالح خود « زيدبنصوحان » . فرزند عزيزم ! از تو انتظار هر نوع يارى و همكارى دارم ، و با رسيدن اين نامه ، به عزم نصرت و يارى ، به سوى ما بشتاب ! و اگر اين تقاضا را از من نپذيرفتى ؟ لااقل از على كنارهگيرى كن ! و از يارى وى بپرهيز ! .
زيد ، در جواب عايشه چنين نوشت :
اين نامهاى است از زيدبنصوحان ، به سوى عايشه دختر ابىبكر همسر رسول خدا ؛ عايشه ! آرى من فرزند با وفا ، و مطيع تو هستم ، در صورتى كه از اين اقدام خطرناك صرفنظر كنى ، و از همان راهى كه آمدهاى ؛ به خانهات برگردى ، و اگر پيشنهاد مرا نپذيرى و از گفتهام پند نگيرى ؛ نه تنها فرزند تو نخواهم بود ، بلكه اولين كسى مىباشم كه با تو دشمنى كند و به سختى بجنگد « 1 » .
در اثر همين نامه بود كه زيدبنصوحان دربارهء عايشه آن جملهء شيرين و تاريخى را گفته است : خدا رحمت كند عايشه را ، كه با ما معاملهءخوبى مىكرد ، خانهنشينى كه از وظايف وى بود بر ما محول مىنمود ، جنگ و جهاد نيز كه از وظايف ما بود ، به عهدهء خويش مىگرفت .
2 - نامهاى بحفصه
ابومخنف مىگويد : چون عايشه از ورود لشكر اميرالمؤمنين ( ع ) به ( ذىقار ) مطلع گرديد ، نامهاى بدين مضمون به حفصه « دختر عمر » و همسر ديگر رسول خدا ( ص ) نوشت :
حفصه ! يك خبر خوش ، و مسرتانگيزى به اطلاع تو برسانم :
هامش
( 1 ) اما بعد فانا ابنك الخالص ان اعتزلت هذا الامر و رجعت الى بيتك و الا فانا اول من نابذك . طبرى شرح نهجالبلاغه 2 / 81 ، عقدالفريد ، جمهره رسائل العرب 1 / 379 .