كنارهگيرى كن و راه خانهات را پيش بگير !
طلحه در جواب من گفت : علقمه ! روزى ما مسلمانان ، در مقابل دشمن يكدل و يك زبان بوديم . ولى متأسفانه امروز به صورت دو گروه مخالف در آمدهايم ، كه مانند دو كوه آهنين در مقابل هم قرار گرفته ، يكديگر را به جنگ خود مىخوانيم ، طلحه در پايان گفتارش افزود ، كه علقمه ! در حادثهء قتل عثمان خطائى از من سر زده است ، كه قابل جبران نيست مگر اين كه خون من در راه خونخواهى عثمان ريخته شود . « 1 »
اين دو داستان كه از مدارك معتبر تاريخى آورديم ، به خوبى نشان مىدهد كه طلحه و زبير در مقصد خود دو دل و متردد بودند ، و به هدف خويش ايمان و عقيده نداشتند به عمل و اقداماتشان با چشم ترديد ، و نگرانى مىنگريستند ، و از عواقب شوم و خطرناك آن ، ترسان و بيمناك بودند ، و گاهى از اين ترديد و نگرانى ، ناخودآگاه سخن مىگفتند ، و آن را اظهار مىنمودند .
ولى اميرالمؤمنين ( ع ) بر خلاف آنان ، به هدف خود كاملا ايمان و عقيده داشت و در ضمن خطبهها و سخنرانىهاى خود مىگفت : به يقين مىدانم كه : در اين جنگ خدا يار و پشتيان من خواهد بود ؛ موفق و پيروزم خواهد گردانيد ، زيرا من ايمان و اطمينان دارم كه در اين جنگ بىگناه و بر حقم ، و در اقداماتم كوچكترين شبهه ونگرانى ندارم « و انى لعلى يقين من امرى و فى غير شبهة من دينى » و مىفرمود : كه من در كار خود روشن و بصيرم « و ان معى بصيره » .
هامش
( 1 ) طبرى 5 / 183 ، مستدرك 3 / 372 ، طلحه در اينجا صريحاً به دخالت خود در قتل عثمان اعتراف نموده است ، ولى با اين حال چگونه خون وى را از على مطالبه مىكند ؟