و دستور داد كه : طلحه و زبير هر دو ، خود را از محراب و پيشنمازى بكنار بكشند ، يك روز محمد فرزند طلحه ، پيشنمازى را به عهده بگيرد ، و روز ديگر عبدالله پسر زبير .
صاحب طبقات مىگويد : با اين طرح ، و پيشنهاد عايشه نيز ، اختلاف پايان نپذيرفت ، زيرا در اينكه اولين نماز به پيشوائى كدام يك ، از اين دو نفر انجام بگيرد دوباره ، ختلاف به وجود آمد بطوريكه هر يك از آنان در محراب قرار مىگرفت ، دومى او را عقب مىزد ، و حل اين مشكل به قرعه منجر گرديد ، و محمدبنطلحه در اين قرعه برنده شد و اولين نماز ، با پيشنمازى وى انجام گرفت ، و در همان نماز بود كه : محمدبنطلحه ، سورهء « سأل سائل به عذاب واقع » را تلاوت نمود ، و هدفش اين بود كه با آن آيهء كوبنده ، به عبدالله تعريض كند ، و غرور او را در هم شكسته ، پيروزى خود را به رخ وى بكشد « 1 »
صاحب اغانى مىگويد : شاعرى در مورد اختلاف بر سر پيشنمازى ، كه در ميان طلحه و زبير و فرزندانشان به وجود آمده بود ؛ اشعارى بدين مضمون سرود :
آن دو جوان بر سر محراب و پيشنمازى مىجنگد ، و اين نشانه رياست طلبى آنان است .
پدرانشان طلحه وزبير نيز بيش از حد ، رياست طلب و مقام دوست هستند .
مرا با طلحه و زبير چه كار ؟
زيرا پيشواى آنان ؛ على ، اينك در دسترس من است .
اين طلحه و زبير را مادرشان فريب داده و يعلىبناميه به ورطهء هلاكت و بدبختى رهنمونشان ساخته است « 2 »
هامش
( 1 ) طبقات 5 / 39 او در همانجا در شرح حال محمدبنطلحه مىگويد : كه طلحه و زبير بيتالمال مسلمانان را مهر و موم نمودند .
( 2 )تبارى الغلمان اذ صليا * و شح على الملك شيخاهما
و مالى و طلحه و بن الزبير * و هذا الذى الجذع مولاهما
فأمهما اليوم غرتهما * و يعلى بن اميه دلاهمااغانى 11 / 120 از أبومخنف نقل نموده و مسعودى نيز در مروج لذهب داستان اختلاف بر سر نماز را نقل كرده است .