يا قطع ظهراه
اى واى كمرم شكست .
( زبير )
آنجا كه حقيقت روشن گرديد
طبرى از جون بن قتاده نقل مىكند كه : من در نزد زبير بودم ، مرد اسب سوارى آمد و گفت : سلام بر تو اى امير !
زبير : و عليك السلام .
اسبسوار : امير ! اينك لشكر على بفلان محل رسيده ولى از لحاظ ساز و برگ جنگى بسيار فقير ، و از نظر تعداد نفرات ، بسيار كم و معدود ، و دلشان هراسان و مرعوب است .
او رفت ، و اسب سوار ديگرى آمد و گفت :
السلام عليك ايها الامير !
زبير : و عليك السلام .