عايشه با اين خاطره از سفرش منصرف گرديد و تصميم به مراجعت گرفت .
« عبداللهبنزبير » كه از انصراف عايشه منصرف گرديد ، به نزد وى آمد و دربارهء حوأب با وى گفتگو نمود ، و چنين وانمود كرد كه معرفىكنندگان اشتباه نمودهاند و نام اين محل حوأب نيست .
عبداللهبنزبير ، پس از اين جريان ، هميشه مراقب و مواظب عايشه بود ، كه مبادا كسى دوباره با او تماس بگيرد ، و از اين سفر كه در پيش دارد منصرفش سازد .
آرى فرزند زبير ، از حوأب با كجاوهء عايشه سايهوار حركت نمود ، تا وارد بصره گرديد « 1 » .
هامش
( 1 ) طبرى 5 / 178 عبداللهبنسبا 1 / 100 - 103 .