نمودند ، تو دست به قبضهء شمشير برده شعار مىدادى و مىگفتى : « كسى بمقام خلافت بهتر و لايقتر از على نيست ، لباس زيباى خلافت به جر اندام على ، بر كسى زيبنده و رسا نيست » ولى امروز ، همان شمشير را به دست گرفته ، و عليه همان على ، قيام نمودهاى . زبير ! آن دلسوزى و طرفدارى كجا ، و اين عداوت و مخالفت كجا ؟ !
زبير در جواب ابوالاسود ، موضوع خون عثمان را پيش كشيد .
ابوالاسود گفت : به طوريكه ما شنيدهايم ، مباشر قتل عثمان ، شماها بوديد ، و على كوچكترين دخالتى ، در كشتن وى نداشت .
زبير گفت : ابوالاسود ! به پيش طلحه برو ! تا وى چه گويد ؟
ابوالاسود مىگويد : به پيش طلحه رفتم ولى او را مردى خشن ، فتنهانگيز ، و طرفدار جدى جنگ يافتم ، و هرگونه گفتار و نصيحت را نسبت بوى بىاثر ديدم « 1 » .
بنا به نقل ديگر ، ابوالاسود چنين مىگويد كه : من و عمران بن حصين ، از طرف عثمان بن حنيف والى بصره نزد عايشه رفتيم ؛ و از وى چنين توضيح خواستيم كه :
عايشه ! چه عاملى تو را به اينجا كشانده است ؟ آيا در اين قيام و سفر خود ، فرمانى از رسول خدا ( ص ) دارى ، يا طبق نظر شخصى ، به اين عمل اقدام نمودهاى ! !
عايشه : من در اين باره از رسول خدا ( ص ) فرمان و دستورى ندارم ، بلكه از روزى كه عثمان كشته شد ، شخصاً به خونخواهى وى تصميم گرفتم ، زيرا ما ، در دوران عثمان صريحاً بر وى اعتراض مىنموديم ، كه چرا مسلمانان را مورد ظلم قرار داده ؛ و به آنان تازيانه مىزند ، مراتع و سرزمينهاى عمومى را براى استفاده و چراى مواشى خويش و خاندانش اختصاص مىدهد ، آن مرد جبار و تبهكار ، وليد ، رانده شدهء رسول خدا را كه در قرآن فاسق ناميده شده « 2 » امير و فرماندار مسلمانان مىنمايد ، آرى همهء اينها را بر وى گوشزد نموديم ، وى هر چه بود ، گفتار ما را پذيرفت ، از اعمالش پشيمان گرديد ، و با آن توبه خود را پاك و لغزشهايش را جبران نمود .
هامش
( 1 ) الامامه و السياسه 1 / 57 شرح نهج البلاغه ابنابىالحديد 2 / 81 طبرى 5 / 178 .
( 2 ) حجرات - 6 .