تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
در اينجا على ( ع ) دستور داد كه يك جمله بسيار كوتاه و در عين حال جامع و عاطفى بر آن منشور اضافه كردند و در متن آن به سمع عموم ابلاغ نمودند كه : تمام افراد سپاه دشمن از سياه و سفيد ، از كوچك و بزرگ ، از زن و مرد ، همه در امانند و كسى حق تعرض بر آنان را ندارد ! ! « ثم آمن الاحمر و الاسود » على ( ع ) با اين جمله كوتاه همه را آزاد ساخت و تمام افراد دشمن را از عفو عمومى و بزرگوارى خود برخوردار نمود . صاحب كنز العمال مىگويد : پس از پايان جنگ همان منشور قبلى به فرمان على ( ع ) بار دوم در ميان سپاهيان خوانده شد ولى اين بار جملاتى چند بر آن اضافه گرديد كه : مردم ! تجاوز بر اموال و ناموس دشمن بر شما حلال و روا نيست شما تنها مىتوانند وسائل و ساز و برگ جنگى و ديگر اموالى را كه براى جنگ به ميدان آورده‌اند از آنان بگيريد و بقيهء اموال و ثروتشان را براى خود و بازماندگانشان باقى بگذاريد و در بيرون از ميدان جنگ از افراد دشمن كسى را به اسارت نگيرند ، ثروت و اموالشان را بيغما نبريد ، اموال آنان بايد طبق حكم قرآن ميان وارثان و فرزندانشان تقسيم شود . باز بفرمان على ( ع ) براى سپاهيان اعلان گرديد كه در اين جنگ زنانى كه شوهرانشان را از دست داده‌اند آنان را به ازدواج خود نياورد مگر اينكه براى شوهرانشان مانند ديگر مسلمانان چهار ماه و ده روز وعده وفات سپرى كنند ، سپس مىتوانيد آنان را به همسرى انتخاب كنيد . منظور على ( ع ) از اين گفتار اين بود كه در اين جنگ با افراد دشمن بايد مانند ساير افراد مسلمانان رفتار شود و حكم اسلام دربارهء آنان اجرا گردد ، آرى آنان به نظر على ( ع ) با كافران و مشركان تفاوت داشتند و حكم كفار دربارهء آنان جارى نبود .