به سرعت شمشير بر ران آن شتر فرود آورد .
شتر نعره عميق و جانكاهى سر داد ، به روى خود افتاد و سينه خود را بر زمين نهاد ، چون شتر نقش بر زمين گرديد تمام لشكريان عايشه مانند ملخهائى كه در مقابل باد و طوفان قرار بگيرند پراكنده شدند و هر يك به سويى فرار نمودند . على نيز فرياد زد مردم ! طنابها و ريسمانهاى كجاوه را قطع كنيد و كجاوه را از شتر دور گردانيد ، لشكريان على كجاوه را كه عايشه در درون آن بود بر وى دست بلند كردند و از ميان مردم به كنار كشيدند ، سپس طبق فرمان على ( ع ) شتر را كشتند و بدنش را آتش زدند و خاكسترش را بر باد دادند . چون اين حكم و فرمان على ( ع ) درباره شتر شگفتانگيز مىنمود اين بود كه وى در تأييد و تثبيت فرمان خود از كتاب خدا استشهاد كرد و چنين گفت :
مردم ! اين شتر حيوان شوم و شرر بارى بود و به گوساله بنى اسرائيل شباهت زياد داشت كه آن گوساله در ميان بنىاسرائيل ، مانند اين شتر در ميان مسلمانان ، مايه اختلاف و بدبختى گرديد ، موسى پيامبر دستور داد كه آن گوساله را آتش زدند و خاكسترش را به دريا افكندند ، آنگاه امام اين آيه را خواند كه از زبان موسى ميگويد : « تماشا كن تا ببينى كه گوسالهاى كه براى خويشتن معبود قرار دادى و در برابر آن به سجده افتادى چگونه آتش مىزنم و خاكسترش را با موج خروشان دريا مىسپارم « 1 » » .
آرى ماده فساد بايد از بيخ و بريده گردد و ريشه فتنه و آشوب به آتشها سوزانده شود « 2 » .
هامش
( 1 ) و انظر الى الهك الذى ظلت عليه عاكفاً لنحرقنه ثم لننسقنه فى اليم نسفا ( طه - 90 )
( 2 ) شرح نهج البلاغه ابنابىالحديد : 1 / 89