ابومخنف مىگويد : چون على ( ع ) ديد كه شتر عايشه محور جنگ گرديده است و در آن نقطه ، خونها جارى و دستها قطع مىشود به عمار و مالك اشتر فرمان داد كه برويد و اين شتر شوم را پى كنيد زيرا اين مردم ، آن را براى خويش قبله قرار داده و مانند خانهء كعبه بدور آن مىچرخند و تا اين شتر پا بر جا اسن جنگ خاموش نخواهد گرديد و تا اين شتر زنده است ، مردم از نثار جان و خون خود ابا نخواهند نمود « 1 »
طبرى مىگويد :
على در ميان لشكر خود با صداى بلند فرياد برآورد كه مردم ! حملهء خود را متوجه شتر سازيد و آن را پى كنيد و طبق فرمان آنحضرت مردى از ياران وى صفهاى دشمن را شكافت و خود را به شتر عايشه رسانيد و شمشيرهاى پياپى بر آن فرود آورد شتر آنچنان نعره كشيد كه چنين صداى خوفناك و تماندهندهيى تا آن روز به گوش نرسيده بود .
ابومخنف نيز در اين مورد چنين آورده است : چون على ( ع ) ديد كه همهء قتل و خونريزىها فقط در اطراف شتر انجام مىگيرد ، و تا آن شتر زنده است جنگ نيز ادامه خواهد داشت به لشكريان خود فرمان داد كه حملهء خود را متوجه شتر سازند ، خود وى نيز شمشير به دست گرفت آن شتر را سخت مورد حملهء خويش قرار داد ، در آن هنگام افسار شتر در دست افراد قبيلهءضبه بود ميان آنان و لشكر على جنگ شديدى روى داد و دامنهء جنگ بيش از ديگران قبيله بنى ضبه را فرا گرفت و عدهء زيادى از آنان كشته شدند ، على ( ع ) با گروهى از ياران « نخعى و همدانى » خود حمله را به نقطهء مركزى سختتر و شديدتر ساختند ، افراد دشمن را پراكنده و متفرق نمود . در آن موقع على ( ع ) به يكى از ياران خود بنام « بجير » كه از نخع بود رو كرد و فرمود : بجير ! اينك شتر در دسترس تو قرار گرفته است به كار آن بپرداز ، بجير
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه 2 / 81 .