تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
روزگار مرا سياه و عمرم را تباه ساخت ، اين تير كه از طرف دشمن نبود چه كنم كه سرنوشتم همين بوده است . مدائنى مىگويد ، پس از آنكه تير مروان ، به طلحه اصابت نمود و از پايش درآورد او خود را از ميدان جنگ بكنار كشيد و محل مناسب و جاى امنى براى خود دست و پا كرد تا آنجا دمى بيارامد و هر يك از لشكريان على را كه در آنجا مىديد از وى امان مىخواست و با عجز و الحاح مىگفت : « من طلحه هستم در پناه و امان شمايم آيا در ميان شما جوانمردى هست كه مرا امان دهد و از كشتن نجاتم بخشد ؟ ! » حسن بصرى گاهى كه به ياد امان خواستن طلحه مىافتاد ، مىگفت او كه حاجتى به امان خواستن نداشت ، زيرا وى از اول در يك امان عمومى و وسيعى قرار داشت . چه آنكه على به سپاهيان خود قبل از شروع جنگ اعلان عمومى نموده بود كه : « مجروحين را نكشيد » . مورخين مىگويند : طلحه به دست رفيق خود مروان ، كشته شد و جسدش نيز در « سبخه » كه يكى از ميدان‌هاى بصره بود دفن گرديد . ابن‌عبدربه و ابن‌عبدالبر و ذهبى مىگويند : اولين كسى كه از لشكر عايشه كشته شد طلحه بود كه وى پس از كناره‌گيرى و استعفاى زبير فرماندهى لشكر عايشه را به عهده داشت . آرى امير و فرماندهء دوم لشكر عايشه نيز بدينگونه كشته شد ولى كشته شدن اين فرماده نيز كوچكترين تأثير و خوفى در دل سپاهيان عايشه بوجود نياورد زيرا در واقع پرچم اين لشكر شترى بود كه كجاوه عايشه در پشت آن قرار داشت و در پيشاپيش لشكر حركت مىنمود و با كشته شدن طلحه توجه لشكر به سوى شتر بيشتر گرديد و دور آن شتر را بيش از پيش گرفتند و رزم را با شدت بيشترى ادامه دادند « 1 » .
هامش
( 1 ) طبرى : 5 / 204 - يعقوبى : 2 / 158 - تاريخ ابن‌اعثم - تهذيب - تاريخ ابن‌عساكر : 7 / 84 - 87 - استيعاب : 207 - 208 - اصابه 2 / 222 ، شرح حال شماره 4266 - عقدالفريد : 4 / 321 - ابومخنف - مدائنى به نقل ابن‌ابىالحديد در شرح نهج‌البلاغه 2 / 421 .
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 175 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى