كسى هستى كه همسر خود را در خانه نشاندى و همسر پيامبر را به ميدان جنگ آوردى و بيعت مرا هم شكستى ! !
طلحه در مقابل اين همه اعتراضهاى على به اين جمله قناعت نمود كه : على ! من به اختيار خود با تو بيعت نكردم بلكه زور و شمشير بود كه مرا به بيعت كردن واداشت .
ابنعساكر و ذهبى مىنويسند كه : ابورجا مىگويد من طلحه را ديدم سوار به اسب در ميان سپاهيانش داد مىزدك مردم ! ساكت باشيد ، مردم ! گوش بسخن من فرا دهيد ، طلحه هر چه داد مىزد سر و صدا و هياهوى مردم خاموش نمىگرديد و كسى به سخن وى گوش نمىداد طلحه از بىاعتنائى مردم ناراحت شد و گفت : تف بر اين مردم گرگ صفت كه پروانههاى آتش جهنمند .
در تاريخ ابناعثم چنين آمده است كه طلحه خطاب به لشكريان خود با صداى بلند فرياد مىزد : « يا عبادالله اصبروا » : اى بندگان خدا صابر و شكيبا باشيد صبر و استقامت به خرج دهيد كه صبر و ظفر هر دو دوستان قديمند ، استقامت و پيروزى دو رفيق هميشگى و قرينند ، فتح و پيروزى نصيب كسانى خواهد بود كه داراى صبر و استقامت باشند ، مردم آنان كه شدائد و سختيها شكيبا و صبورند به اجرا و پاداش نيك نائل مىگردند .
ابومخنف چنين مىنويسد كه جندببنعبدالله ميگويد من در جنگ جمل طلحه و يارانش را ديدم كه با على ( ع ) مىجنگند ولى جراحت و زخمهاى زياد بر تن آنها رسيده رو به عقبنشينى نهادهاند ، سپاهيان طلحه يكيك پا به فرار گذاشته و از دو روى متفرق مىگردند ، او بيش از ديگران زخم و جراحت بر تن داشت ، شمشير به دست ، فرياد مىكشيد : اى بندگان خدا ! استقامت كنيد ؛ صبور و شكيبا باشيد پيروزى وابسته به صبر و شكيبائى است اجر و ثواب در اثر استقامت و پايدارى است .
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 172
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٧٢