و بهم زدن مقررات صلح را شنيد با افراد قبيلهء خود به مخالفت آنان برخاست در اينجا جنگ سومى در ميان آن دو لشكر به وقوع پيوست و در اين جنگ نيز پيروزى ظاهرى نصيب عايشه گرديد و با كشته شدن حكيم بن جبله و يارانش اين نبرد نيز خاتمه يافت .
4 - يك جريان ديگر كه آخرين نبرد و بزرگترين جنگهاى جمل مىباشد پس از ورود على ( ع ) به بصره اتفاق افتاد و با شكست شديدى به لشكر عايشه متوجه گرديد به آخر رسيد .
در اين جنگ لشكر عايشه بر خلاف معمول پرچم نداشتند و پرچمشان همان شتر عايشه بود « 1 » كه در پيشاپيش لشكر حركت كردنش به سپاه عايشه روح و نيرو مىبخشيد و تا آن شتر پا بر جا و بر سر پا بود سپاهيان عايشه ضعف و شكستى در خود احساس نمىكردند بدون كوچكترين ترس و اضطراب ، با لشكر على گرم مىجنگيدند عايشه نيز بر آن شتر سوار بود و فرماندهى لشكر را به عهده گرفته فرمان جنگ و حمله صادر مىنمود .
على ( ع ) كه اوضاع را بدين منوال بديد وى نيز عمامه مشكى « 2 » خود را بر سر بست و لشكر خود را آماده و مجهز ساخت پرچم را نيز به دست فرزندش محمد حنيفه داد .
محمدبنحنيفه مىگويد : پدرم على ( ع ) در جنگ جمل پرچم را در اختيار من قرار داد فرمان حمله صادر نمود قدمى جلوتر نهادم ولى در برابر خود سد محكمى از آهن و از نيزهها و شمشيرهاى دشمن بديدم كه از پيشرفت من مانع مىگرديد پدرم
هامش
( 1 ) تاريخ ابناعثم 176 - شرح نهجالبلاغه ابنابىالحديد 2 / 81 - با اين تفاوت كه ابنابىالحديد شتر عايشه را پرچم لشكر عايشه مىشمارد ولى ابناعثم خود عايشه را پرچم ، و شتر وى را نيز پرچمدار مىنامد .
( 2 ) اين همان عمامهاى بود كه پيامبر بعلى بخشيده بود و سحاب نام داشت براى توضيح بيشتر به جلد دوم عبدالله بن سبا فصل حقيقت اكاذيب نوشته مؤلف عاليقدر مراجعه شود .