تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
مردى كه سوگند خود را شكست و غلام خود را به عنوان كفاره آزاد نمود تا گرد گناه و معصيت سوگند شكنى را از دامن خود بزدايد ولى با اين عمل به گناه زشتتر و بزرگترى مرتكب گرديد . « 1 » » و شاعر ديگرى نيز از سپاهيان زبير در اين مورد بدين گونه سرود : زبير غلام خود مكحول را بعنوان كفارهء سوگند آزاد نمود تا در آئين خود پيمان شكن نباشد ولى چه سود ؟ ! كه با دادن آن كفاره ، نشانه‌هاى پيمان‌شكنى در پيشانى وى را سختتر و نمايان‌تر گرديد . « 2 »
هامش
( 1 )لم ار كاليوم اخا الاخوان * اعجب من مكفر الايمانبالعنق فى معصيه الرحمن ( 2 )يعتق مكحولا يصون دينه * كفاره لله عن يمينهو النكثت قد لاح على جبينه
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 165 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى