سخنى از ابن ابىحديد
وكانت تكثر الشكوي من عايشه ، و يغشاها نساء المدينه فينقلن اليها كلمات عن عايشه
« فاطمه را دلى پر از دست عايشه بود ، زيرا زنان مدينه بنزد او مىرفتند و سخنان نيشدار عايشه را به او مىرسانيدند »
ابنابي الحديد
پس از اشاره فرزند ابوطالب به كينه ديرينه عايشه نسبت به خود ، اكنون جا دارد كه پاى سخن ابنابىالحديد معتزلى بنشينيم ، و شرحى را كه او بر همين سخن امام نوشته و در خور دقت و تأمل است بشنويم . او چنين مىنويسد :
هنگامى كه به تحصيل علم كلام مشغول بودم ، اين خطبه امام را در محضر استاد خود شيخ ابويعقوب ، يوسف فرزند اسماعيل لمعانى ( كه خدايش بيامرزد ) خواندم و از او خواستم تا سر كلام امام را برايم شرح دهد . شيخ خواهشم را پذيرفت و شرحى مفصل در اين مورد داد كه من آن را بطور خلاصه در اينجا نقل مىكنم ، چه تمام گفتههاى استاد عيناً بخاطرم نمانده و روى همين اصل است كه بيان مبسوط او مختصر شده ، قسمتى عين گفته استاد ، و بقيه آن لفظ خودم ولى مفهوم بيان او است . شيخ ابويعقوب چنين گفت :
زن پدرى براى فاطمه :
نخستين بار كينه و دشمنى بين عايشه و فاطمه از اينجا پايهگذارى شد كه