عايشه و خاطرات خديجه
ما غرت على احد نساء النبي ، ما غرت على خديجه ، و ما رايتها ! ! :
« با آنكه خديجه را نديده بودم ، هيچيك از زنان پيغمبر چون خديجه مورد رشك و حسادتم قرار نگرفته است . »
عايشه امالمؤمنين
عايشه مىگويد :
هيچيك از زنان پيغمبر خدا چون خديجه مورد رشك و حسادتم قرار نگرفته است . علت اين بود كه رسول خدا از خديجه بسيار ياد مىكرد و زبان به مدح و تعريفش مىگشود ، خاصه اين كه خداوند از طريق وحى به پيامبرش خبر داده بود كه خديجه را كاخى بس مجلل و پر شكوه در بهشت ارزانى داشته است . « 1 »
و نيز گفته است :
با آن كه خديجه را نديده بودم ، هيچيك از زنان پيغمبر چون خديجه مورد رشك و حسادتم قرار نگرفته است ، زيرا بسيار اتفاق مىافتاد كه رسول خدا از خديجه به نيكى ياد مىكرد و از او تعريف و تمجيد مىنمود و چه بسا كه ان حضرت گوسفندى را به نام خديجه قربان مىكرد و آن را پاره پاره مىفرمود و به نام او قسمت مىكرد . « 2 »
و نيز حكايت كرده است :
روزى هاله ، دختر خويلد ، خواهر خديجه از پيغمبر خدا اجازه خواست تا وارد
هامش
( 1 ) بخارى 2 / 277 .
( 2 ) بخارى 2 / 210 .