شده آن حضرت را ديدار كند . رسول خدا كه گوئى با شنيدن صداى هاله به ياد صداى خديجه افتاده بود حالش بشدت دگرگون گرديد و بىاختيار گفت :
آه خدايا ! هاله .
من كه از رفتار پيغمبر رشك و حسادتم نسبت به خديجه سخت تحريك شده بود بلافاصله گفتم : چقدر از آن پيرزن بىدندان قرشى ياد ميكنى ؟ ! مدتهاست كه او مرده و خدا بهتر از او را به تو ارزانى داشته است !
و در روايت ديگر ، عايشه در دنباله اين مطلب مىگويد :
پس از اين اعتراض ديدم چهرهء رسول خدا برافروخت و آن چنان تغيير كرد كه مانندش را تنها به هنگام فرود آمن وحى بر آن حضرت ديده بودم كه نگران دستورهاى آسمانى است تا پيامب رحمت نازل شود يا عذاب « 1 » :
و بنا به روايت ديگر ، عايشه مىگويد در اين حالت رسول خدا فرمود : نه . . . . هرگز خداوند نيكوتر از او را به من عوض نداده است . زيرا هنگامى كه همهء مردم منكر رسالتم بودند ، خديجه بود كه به من ايمان آورد و در آنوقت كه دروغگويم مىپنداشتند ، خديجه بود كه مرا تصديق كرد ، و آن زمان كه مردم مرا در مضيقه مالى گذاشته بودند ، هم خديجه بود كه مرا شريك دارائى بىحسابش گردانيد ، و در حالى كه خداوند مرا از زنان ديگر بىبهره كرده بود ، از خديجه به من فرزندانى ارزانى داشت « 2 »
رسول خدا هميشه از خديجه نخستين همسر خود به نيكى ياد مىكرد ، و با تجديد خاطرات و يادگارهاى او ، با احسان و نيكوئىهائى كه درباره خويشان و دوستان او مىكرد و آنها را بر ديگران كقدم مىداشت ، خاطرهاش را در خود زنده نگاه مىداشت
هامش
( 1 ) مسند احمد 6 / 150 و 154 بنا به روايت موسىبنطلحه .
( 2 ) مسند احمد 6 / 117 ، سنن ترمذى ص 247 باب ما جاء فى حسن العهد ، سنن ابنماجه باب الغيره من ابواب النكاح 1 / 315 ، بخارى 2 / 177 و 4 و 36 و 195 و استيعاب در شرح حال خديجه ، مسند احمد 6 / 58 و 102 و 202 و 279 و تاريخ ابنكثير 3 / 128 ، و كنز العمال 6 / 224 حديث شماره 3973 و 3974 .