تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦

با ماريه :

مقومس « 1 » فرمانرواى اسكندريه در سال هفتم از هجرت ، ماريه ( ماريا ) و خواهرش شيرين را بهمراهى برادرشان مابور كه مردى سخت پير و فرتوت بود ، در معيت حاطب « 2 » فزند ابوبلتعه فرستادهء رسول خدا ، به خدمت پيغمبر اسلام هديه فرستاد و هزار مثقال طلا ، و بيست دست لباس حرير ، و استر معروف خود به نام ( دلدل ) ، و دراز گوش مخصوص خويش را به اسم ( عفير ) نيز پيشكش كرد . حاطب در بين راه اسلام را به ماريا ، و خواهرش عرضه كرد و آن دو را به پذيرش اسلام تشويق نمود و در نتيجه هر دو مسلمان شدند اما مابور تا ورود به مدينه و درك خدمت پيغمبر بر دين خود باقى ماند . رسول خدا ماريه را به خود اختصاص داد و او را در خانه‌اى كه در محله عاليه « 3 » بود ، و امروز به مشربه ام‌ابراهيم معروف است منزل داد و به رسم زنان آزاده در پس پرده حجاب نگهدارى فرمود و با وى ازدواج كرد . ماريه باردار شد و هم در آن خانه وضع حمل كرد و پسرى به دنيا آورد . به هنگام زادن ابراهيم ، سلمى « 4 » كنيز رسول خدا قابلگى ماريه را به عهده داشت ، و
هامش
( 1 ) مقومس لقب فرمانرواى اسكندريه بوده همچنانكه پادشاه مصر را فرعون ، و روم را قيصر ، و حبشه را نجاشى ، و ايران را كسرى مىگفته‌اند . ( 2 ) حاطب نامش عمر فرزند عمير و كنيه‌اش عبدالله و از قبيله لخم بوده است رسول خدا او را بسال ششم از هجرت برسالت نزد مقومس فرستاد و فرمانرواى اسكندريه نيز حاطب را بهمراهى ماريا و شيرين و مابور ضمن هدايايى ديگر به خدمت پيغمبر اسلام بازگزدانيد . حاطب در سال سىام از هجرت در مدينه درگذشت و عثمان بر جنازه‌اش نماز خواند به اسد الغابه از 351 - 362 اصابه ترجمه شماره 1538 و استيعاب 534 مراجعه فرمائيد . ( 3 ) قسمت‌هاى بالاى مدينه را عاليه مىگفتند ، در آن قسمت خانه‌هائى از قبيله بنىنظير وجود داشت كه به رسول خدا رسيده بود . ( 4 ) سلمى كنيز صفيه همسر رسول خدا بود ، او در جنگ خيبر حضور داشته ، قابلگى فاطمه دختر رسول خدا را نيز عهده‌دار بوده و هم او بوده كه در مراسم غسل فاطمه دختر پيغمبر خدا شركت كرده است .
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 86 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى