قرآن است اختلاف دارند و اين اختلاف گويا از آنجا ناشى شده باشد كه بانو يا بانوانى كه بدين سان خواستار همسرى رسول خدا شدهاند و مورد بىمهرى و حسادت و احياناً خشم و نفرت امالمؤمنين عايشه واقع گرديدهاند بيش از يك تن باشد اگر چه آيه شريفه فقط درباره يك تن از آنها نازل شده است و متأسفانه آن بانو كه مورد اشاره آيه كريمه مىباشد تا كنون بدرستى شناخته نشده است .
امّا دليل اينكه چنان زنانى بيش از يك تن بودهاند اينست كه عايشه خشم و نفرت خود را نسبت به ايشان بلفظ جمع ادا كرده مىگويد : كنت اغار على اللائى وهبن . . . من بر بانوانى كه بدون چشم داشتن به مهرى خواستار همسرى . . .
احمد در مسندش نيز همين موضوع را با ضمير جمع به امالمؤمنين نسبت داده مىنويسد : او ( عايشه ) بانوانى را كه بىمهر خواستار همسرى با رسول خدا شده خويشتن را به آن حضرت بخشيده بودند به باد ملامت و سرزنش گرفت « 1 » . . .
مسلم در صحيح خود از قول هشام روايت مىكند : خوله دختر حكيم از جمله زنانى بود كه بىمهر خواستار همسرى رسول خدا شد و خويشتن را به آن حضرت بخشيد و عايشه كه از اين خبر سخت ناراحت شده بود گفت : اين براى يك زن خجالتآور نيست كه خود را به مردى ببخشد ، و بىمهر خواستار همسرى او شود « 2 »
با ملكيه :
پيغمبر خدا پس از فتح مكه ، مليكه دختر كعب را به عقد خود درآورد . كعب پدر مليكه به هنگام فتح مكّه بدست خالدبنوليد كشته شده بود .
مىگويند كه مليكه زنى زيبا و جذاب بوده است و گويا در بر انگيختن خشم و نفرت عايشه از اين وصلت اين موضوع نقشى اساسى به عهده داشته است چه عايشه با موقعشناسى خاص خود ، و احساسات تند و سركش زنانگى خويش بر مليكه
هامش
( 1 ) مسند احمد 6 / 134 و 198 و 261 ، ابنهشام 4 / 325 ، صحيح بخارى 3 / 164 . استيعاب 2 / 782 ، محبر 411 ، جمع بين رجال صحيحين 610 ، جوامع السير 312 ، 322 ، سنن ابنماجه ، سنن نسائى 2 / 68 .
( 2 ) صحيح مسلم 3 / 164 .