تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
ابورافع « 1 » شوهر سلمى مژده تولد ابراهيم را به رسول خدا داد و رسول خدا نيز به پاس اين بشارت او را به هديه‌اى سر افراز فرمود . ولادت ابراهيم به سال هشتم از هجرت اتفاق افتاد و انصار كه از وجود اين فرزند بسيار خوشحال شده بودند دز كمك به ماريه و انجام نيازهاى او بر يكديگر پيش‌دستى مىكردند و كوشش داشتند كه كار خانه ماريه سبك شودو تنها به رسول خدا بپردازد چه علاقه آن حضرت را به ماريه درك كرده بودند . از اين رو ديگر بانوان رسول خدا چون از تولد ابراهيم آگاهى يافتند آتش رشك و حسادتشان بر ماريه تندتر گرديد و زبان اعتراض و شكايتشان گشوده‌تر گشت . اما هيچيك از آنان در اين مورد به پاى ام‌المؤمنين عايشه نمىرسيد « 2 »

عايشه خود چنين تعريف مىكند :

نسبت به هيچ زنى به اندازهء ماريه رشك و حسادتم تحريك نشده است . ماريه بسيار زيبا بود و موئى مجعد و پيچيده داشت و سخت مرد علاقه و مهر رسول خدا بود . پيغمبر خدا ابتدا ماريه را در خانه حارثه « 3 » فرزند نعمان جاى داد و چون ما از نزديك علاقه و محبت رسول خدا را نسبت به او حس مىكرديم بناى بد رفتارى و مخالفت با ماريه را گذاشتيم و آنقدر كوشيديم تا سرانجام ماريه از دست ما به تنگ آمد و شكايت به رسول خدا برد . پيغمبر هم او را به عاليه تغيير مكان داد و همانجا به نزدش ميرفت و اين بر ما خيلى گران مىآمد . بخصوص آتش ناراحتى و
هامش
( 1 ) ابورافع غلام آزاد كرده پيغمبر در نامش اختلاف است و گويا اسلم نام داشته . رسول خدا سلمى را به او تزويج كرد . ابورافع در جنگ خندق ، و جنگ بعد از آن شركت داشته است . وفاتش پيش از كشته شدن عثمان ، يا در زمان خلافت امام على ( ع ) اتفاق افتاد . در شرح حال اين زوج به استيعاب 152 ، اسدالغابه 1 / 77 مراجعه فرمائيد . ( 2 ) طبقات ابن‌سعد ، داستان ابراهيم فرزند پيغمبر 1 / 134 . ( 3 ) حارثه از بنىنجار بود ، در جنگ بدر و جنگ‌هاى بعد از آن شركت كرده است . حارثه در زمان خلافت معاويه درگذشت به اسدالغابه 1 / 358 تا 359 و اصابه 1 / 1532 مراجعه شود .