رشك و حسادت ما وقتى اوج گرفت كه خدا به ماريه پسرى داد در حالى كه ما را از داشتن فرزندى محروم ساخته بود « 1 »
و نيز ميگويد :
چون ابراهيم به دنيا آمد ، روزى رسول خدا ( ص ) كودك را نزد من آورد و به من فرمود :
- به بين چقدر به من شباهت دارد ؟
- نه . تصادفاً اينطور نيست ، هيچ شباهتى هم به تو ندارد ! !
- آيا شباهت سفيدى ، و بدن او را با من نمىبينى ؟ !
- البته ، بهر كس كه شير گوسفند بدهند سفيد و فربه مىشود « 2 » !
بر اثر همين حركات و رشكها و حسادتهاى امالمؤمنين عايشه و حفصه نسبت به ماريه بود كه سورهء تحريم نازل گرديد « 3 » .
بنا بر آنچه از روايتهاى موثق بدست مىآيد ، رسول خدا در خانهء حفصه بر ماريه وارد شد . چون حفصه از اين ماجرا با خبر گرديد دلتنگ شد و از اين كار پيغمبر بناى گله و شكايت را گذاشت و آنقدر اظهار ناراحتى و دلتنگى كرد كه رسول خدا ناچار شد تا براى دلجوئى و خشنودى خاطر او ، ماريه را بر خود حرام كند ، اما در مقابل اين گذشت ، از حفصه خواست تا در اين مورد با كسى چيزى نگويد ، و اين راز ، و راز ديگرى كه با او در ميان نهاده بود همچنان سر بسته و پنهان نزد خود نگاه دارد .
حفصه اينهمه تأكيدها و سفارشهاى رسول خدا را ناديده گرفت و اسرار آن حضرت را با عايشه در ميان نهاتد و در تحريكهاى او با وى همداستان شد . آنتريكها و كج رفتارىهاى آن دو بالا گرفت تا سر انجام براى تنبيه آنان سورهء زير كه به سورهء تحريم معروف است نازل گرديد و خداوند پرده از كارشان برگرفت « 4 » .
هامش
( 1 ) طبقات ابنسعد 8 / 212 - اصابه ابنحجر قسمت زندگانى ماريه .
( 2 ) طبقات ابنسعد ترجمه ابراهيم فرزند پيغمبر 1 / 37
( 3 ) اين قسمت تا آخر ترجمه سوره تحريم ، همچنانكه در مقدمه كتاب آوردهايم در اصل كتاب نيست و به آن اضافه شده است . ( سردارنيا )
( 4 ) طبقات ابنسعد چاپ اروپا 8 / 134 و 135 و 138 و 154 .