اما وقتى كه وضع مسلمانان پس از فتح مكّه سر و سامان گرفت از آن پس رسول اكرم با هيچ بانوئى ازدواج نفرمود . چه حاجتى در استفاده از اين حكم خاص وجود نداشت .
نتيجهء پژوهش
در مورد ازدواجهاى رسول اكرم براى ما روشن شد كه آن حضرت تا سن پنجاه سالگى كه آخر كمال نيروهاى طبيعى انسان است با بانوئى كه از او پانزده سال سالمندتر بود ، و در سن شصت و پنج سالگى وفات نموده مىزيسته است و در همه اين مدت با هيچ بانوى ديگر وصلت نفرموده و پس از وفات اين بانو نيز با بانوى سالمند ديگرى ازدواج كرده است پيامبر با چنين زندگانى زناشوئى در مكّه بود تا اينكه به شهر مدينه هجرت فرموده ، و مسئوليت سنگين اداره كردن جامعهء مسلمانان بىنواى آن روز را به عهده گرفت . در آن زمان كه مردان مؤمن آواره از وطن و تهى دست به نزد ايشان مىآمدند ، گاهى تعدادشان نزديك به هشتاد نفر مىرسيد و در صفّه مسجد پيامبر مىزيستند ، و بعضى از آنها حتى ساتر عورت درستى نداشتند در چنين زمانى زنان مسلمانى ، پيدا مىشدند كه سرپرست خود را در جنگهاى مسلمانان با مشركين ، يا در غير آن از دست داده و راه بازگشت به خاندان پدرى خود را نيز نداشتند ، چه خويشان خود را كافر و دشمن خدا و رسول و نجس مىدانستند و خود اين جريانها ، در جامعهاى مىگذشته است كه اساساً وجود زنان را بار سنگين مىدانستند ، زيرا پدران از بيم روزى دادن ايشان و براى سبك بارى خود ، دختران خود را زنده به گور مىكردند ، و در جنگ با رسول خدا نيز براى شكست او پيشنهاد طلاق دختران او را مىدادند ، بالاخره كار آن زنهاى مؤمنه در ان روز در مدينه به جائى رسيده بود كه زنان بيوه را اگر پدرى بود همچون حفصه دختر عمر ، پدرش از ياران خود ازدواج با او را با اصرار مىخواسته است .
آيا در اين حالت ، ازدواج پيامبر با حفصه ، جبرانى براى شكستگى روحى و رفع دلآزردگى او از دو صحابىاش ابوبكر و عثمان نبوده است ؟