او آمده بودند فرار كردند ، رسول خدا اسلام را بر ايشان عرضه فرمود نپذيرفتند ، جنگ به پا شد قبيله حارث شكست خورده تسليم شدند و در جمله اسرا دختر حارث رئيس قبيله هم بود . رسول خدا او را از اسير كنندهاش خريد ، و آزاد كرد ، و سپس او را به عقد خود درآورد و جزء بانوان خود قرار داد در صورتى كه مىتوانست به عنوان بردگى با او همبستر شود مسلمانان به پاس اين ازدواج همه اسيران قبيله را آزاد كردند ، خبر اين بزرگوارى به حارث رسيده به مدينه آمد اسلام آورد سپس همه افراد قبيله اسلام آوردند .
در زمان صلح حديبيه قبيله او و قبيله خزاعه در برابر قريش و همپيمانان ايشان ، همپيمان با رسول خدا شدند .
از اينجا است كه به حكمت كار قبايل جنگزده عرب پى مىبريم ايشان آنگاه كه مىخواهند صلح و آشتى شود از قبيله ستمگر ، به قبيله ستمديده دختر مىدهند ، و ميان دو قبيله با اين پيوند زناشوئى پيوند سياسى بر قرار مىشود بديهى است ازدواجهاى پيامبر نيز با قبايل جنگزده نمىتواند از اين قاعده مستثنى باشد ، مانند ازدواج آن حضرت با صفيه بزرگزاده يهود خيبر ، يا ريحانه كه از يهود بنىنظير بوده ، و شوى او از يهود بنوقريظه .
در اين نوع زناشوئىهاى پيامبر هدف او در پيوند با قبائل سركش عرب آشكار بوده حكمت اين كار نيز با در نظر گرفتن اينكه هيچ يك از از ازدواجهاى پيامبر با قبائل انصار خود نبوه بيش از بيش آشكار مىگردد . چه زنان بيوه انصار در حالى كه در خانه و آشيانه فاميلى خود بودهاند هيچ نيازى به سرپرستى يا مساعدت در امر معيشت نداشتهاند بلكه خود قبائل انصار بودهاند كه در اول مهاجرت مسلمانان به مدينه هميشه با ايشان كمك مالى و مواسات در مسكن و لباس و غذا مىكردند . در همه زناشوئيهاى رسول خدا حكت كار او پيدا است ، فقط در دو مورد است كه محتاج به بررسى مىباشد : نخست ازدواج پيامبر با عايشه است ، چه آن كه رسول خدا با او پس از تمام شدن نه سال از عمرش ازدواج فرموده ، و خود اين مخالف عادات امروزه ما و به ويژه شهر نشينان ما مىباشد .
در جواب اين ايراد در آغاز گفتيم : قياس كار آن زمان و آن مكان را با زمان و
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 71
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٧١