كه با تو مهاجرت كردهاند و زن مؤمنهاى كه خويشتن را به پيامبر بخشيد « 1 » كه اگر پيامبر بخواهد با او ازدواج كند - كه تنها تو چنين امتيازى را دارى نه ديگر مؤمنان - ما دانستيم آنچه را كه درباره زنانشان بر آنها واجب كرديم و نيز آنچه را كه خداوند به آنها ارزانى داشته است تا بر تو تنگى نباشد و خداى آمرزندهء مهربان است .
« از زنان خويش هر كدام را كه خواهى از خود دور كن و هر كدام را كه خواهى با خود ميدار و اگر از زنانى كه از خود دور ساختهاى بار ديگر به خود بخوانى بر تو گناهى نيست و اين برايشان به روشن ساختن چشمهايشان نزديكتر است و اندوهگين نشوند و خشنود گردند به آنچه تو به ايشان بدهى و به همه ايشان و خداوند به آنچه در دل داريد آگاه است ، و خدا داناى بردبار است .
« و بعد از اين زن تازهاى بر تو حلال نباشد و نه اينكه بجاى ايشان زنانى ديگر بگيرى اگر چه زيبائى آنها تو را به شگفت اندازد مگر آنچه را كه خداوند به تو ارزانى داشته و به اختيار تو درآورده است و خداوند بر همه چيز نگهبان است . »
خود اين دستور بوده كه در اين آيات تصريح به آن شده و در نتيجه راه را براى پيامبر بازگذارده تا خود هر چه صلاح بيند اقدام كند . و پيامبر هر چه را در امر ازدواج خود صلاح مىدانست عمل مىفرمود تا آنكه در پايان عمر تعداد بانوان او به نه تن رسيدند البته اين نه از آن بابت بوده است كه براى پيامبر نه زن گرفتن جايز بوده است و براى مردان ديگر چهار زن .
در آيات گذشته حدود آزادى پيامبر منهاى حسن و زيبائى بانوان تعيين شده كه جز مصلحت انديشى نمىتوانست چيز ديگرى باشد ، شايد به همين دليل نيز بوده كه اجازه رهايى بانوان موجود را براى گرفتن زنان ديگر - همنان كه مرد مسلمان اجازه طلاق دادن چهار زن عقدى براى تبديل به چهار زن ديگر داشته - نداده است پيامبر از اين اختيار خود همچنين در تأمين مصالح عاليه اسلامى و رهبرى سياسى معنوى براى تأمين نيازهاى انسانى بانوان آبرومند جامعه آن روز استفاده مىفرمود .
هامش
( 1 ) تفسير سيوطى 5 / 209 آيه (وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ. . . »