مرد مسلمانى آنجا بود ، عرض كرد يا رسولالله ، اگر شما را حاجتى به اين زن نيست او را به من تزويج فرما حضرت فرمود : چه دارى مهر به او بدهى ؟ عرض كرد همين پيراهنى كه پوشيدهام . حضرت فرمود اگر پيراهن خود را به وى مهر دهى برهنه مىمانى چيز ديگرى پيدا كن . عرض كرد : هيچ ندارم . رسول خدا فرمود و لو يك حلقه انگشترى از آهن عرض كرد : ندارم ، حضرت فرمود : آيا از سورههاى قرآن چيزى به ياد دارى ؟ گفت : آرى فلان سوره ، و فلان سوره و تا چند سوره قرآن را شمرد . حضرت فرمود : اين زن را بشما تزويج كردم به مهر سورههائى كه از قرآن حفظ دارى !
در سيره پيامبر نام چند بانوى ديگر كه خود را به پيامبر بخشيدهاند نيز آمده است مانند :
« امشريك » و « امليلى » كه بعضى از اين زنان را پيش از آنكه به خدمت پيغمبر برسند ، در راه اسلام داستانى دلخراش بوده است و بطورى كه تصريح كردهاند هيچيك از اين زنان را رسول خدا تزويج نكرده است .
حكمى خاص براى شخصى مخصوص
در گذشته شمهاى از بيچارگىها و آوارگىهاى زنان مؤمنه آن عصر در شهر مدينه اشاره كرديم ، و نيز ديديم كه چگونه تأمين مصالح عاليه اسلام در وصلتها و زناشوئىهاى پيامبر با قبايل سركش عرب لازم مىنمود ، اينك با توجه باينكه هر مرد مسلمان مستواند چهار زن عقدى به عقد خود درآورد مىبينيم كه رسول خدا از اين حكم مستثنى مىشود ، اين استثنا را آيههاى ( 50 - 52 ) سوره احزاب چنين بيان مىنمايد :
« اى پيامبر ! ما براى تو حلال كرديم زنانت را كه مهرشان را دادهاى و آنچه را كه خداى به تو ارزانى داشته است . و « نيز » دختران عمو و دختران عمههايت و دختران دائى و دختران خالههايت