ديد برآشفت و گفت من دختر عمه تو هستم ، و تو مرا به آزاد كردهء خويش ميدهى ؟ !
خواهر و برادر زينب نيز با اين ازدواج از نظر اختلاف طبقاتى موافق نبودند تا اين كه از جانب حق چنين دستورى نازل شد :
« هيچ مرد و زن مؤمنى را نمىرسد كه در برابر حكمى كه خدا و پيامبرش صادر فرمودهاند ، خودرأيى و خود مختارى پيش گيرد . و هر كه از فرمان خدا و رسولش سرپيچى كند ، مسلماً آشكارا گمراه شده است . » « 1 »
اين آيه هر سه را امر به سكوت و اعلام موافقت كرد . زينب آمادگى خود را براى ازدواج با زيد اعلام داشت رسول خدا ( ص ) در اجراء همان هدف عالى كه برداشتن فاصلهء طبقاتى و اشرافيگرى بوده است زينب را به عقد زيد درآورد .
زينب بخانهء زيد رفت ، و با زن ديگر او بنام امايمن كه او نيز آزاد كردهء رسول خدا بود و فرزندش اسامه شريك زندگى گرديد . مسلم است كه اين طرز زندگى بهر حال زينب را ناراحت كرده بود كه بناى بد رفتارى را با زيد گذارد تا جائى كه زيد شكايت او را برسول خدا برد و از وى اجازه خواست تا زينب را طلاق گويد . ولى پيغمبر خدا مىفرمود : « از خدا بترس و همسر خود را از دست مده . » « 2 » ولى ناسازگارى زينب كار را بر زيد تنگ كرد تا جائى كه بر اثر اصرار وى رسول خدا ( ص ) با طلاق زينب موافقت فرمود و زيد زينب را طلاق داد .
چون عدهء طلاق زينب سپرى شد ، رسول خدا از جانب حق مأمور گرديد كه به منظور در هم شكستن رسمى ديگر از عادات جاهليت با زينب ازدواج كند تا مردم عملًا به بينند كه ا حكام فرزند صلبى براى پسر خوانده ثابت نيست و شخص مىتواند طلاق داده پسر خوانده خود را به عقد خود درآورد .
اجراى اين امر براى رسول خدا دشوار بود ، و از مردم و ياوهسرائىهاى آنان نگرانى داشت تا اين كه آيه . زير كه نشانگر حالت روحى و نگرانى شديد آن حضرت است نازل گرديد :
« از مردم مىترسى ؟ در حالى كه خداى را سزاوارتر است تا از او بترسى ؟ . اينك
هامش
( 1 ) سوره احزاب آيه 36 . . .أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ. . .
( 2 ) سوره احزاب آيه 37 . . .أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ. . .