تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
از خود و خانوادة خود شروع مىكردند ، و از هر گونه وفادارى و از خود گذشتگى كه در هدف مقدسشان لازم بود خوددارى نمىكردند ؛ و پس از آن نزديكان و خويشان و سر انجام ديگر افراد بشر را به عمل آن دعوت مىكردند . پيغمبر خدا ؛ يگانه مصلح عالم بشريت نيز از اين قانون مستثنى نبود . او براى اصلاح اجتماع و در هم شكستن عادات و رسوم منفور جاهليت بنا به فرمان خدا ، از خويشان خود شروع كرد ، روى همين اصل در « حَجَّةُالْوِداع » فرمود : هر ربائى لغو است ؛ و اولين ربائى را كه لغو مىنمايم رباى عمويم عباس است « 1 » هر خونى كه در جاهليت ريخته شده است هدر ، و اولين خونى كه هدر مىكنم خون فرزند ربيعه نوادهء عبدالمطلب است . « 2 » در سيرهء رسول خدا شواهد تاريخى بر اين مطلب بسيار است . داستان تزويج زينب دختر جحش نيز يكى از مواردى است كه پيغمبر اسلام براى در هم كوبيدن بناى جهل و نادانى و رسوم زشت جاهليت انجام داده است . هدف رسول خدا در اين ازدواج مبتنى بر دو اصل اساسى زير بوده است : 1 ) از بين بردن فاصلهء طبقاتى . 2 ) نقض احكام پسر خواندگى . « 3 » زيدبن‌حارثه پسر خواندهء پيغمبر خدا ( ص ) در كودكى مورد هجوم جمعى از عرب‌ها قرار گرفت و ربوده شد و سپس در مكه به معرض فروش درآمد . رسول خدا ( ص ) هنگام فروش زيد حضور داشت ، او را پسنديد و براى همسرش خديجه
هامش
( 1 ) عباس عموى رسول خدا در عصر جاهليت از رباخواران معروف مكه بوده است . ( 2 ) نوادهء عبدالمطلب ، فرزند ربيعه ، كودكى شير خوار در قبيلهء بنىليث بود كه افراد قبيلهء هذيل او را به خطا كشتند و بنىهاشم ، تا آن تاريخ كه رسول خدا اين سخنان را فرمود خواهان خون آن كودك از قبيلهء مزبور بودند ، سيره ابن‌هشام جلد 4 ص 375 . ( 3 ) در جاهليت رسم چنين بوده كه اگر كسى پسرى را بفرزندى خود انتخاب مىكرد و پسر هم راضى مىشد بعد از آن او را بفرزندى آن شخص خطاب مىكردند و تمام احكام رزند صلبى براى چنان فرزند خوانده‌اى ثابت بود .