8 ) امحبيبه دختر ابوسفيان
امحبيبه دختر ابوسفيان ، دشن شماره يك پيامبر اسلام و محرك و سر كرده جنگهاى قريش عليه رسول خدا است .
امحبيبه بر خلاف پدر اسلام آورد و با شوهرش به حبشه مهاجرت كرد . شوهر امحبيبه در حبشه درگذشت و امحبيبه بىسرپرست ماند . رسول خدا ( ص ) چون از اين واقعه آگاهى يافت شخصى را از جانب خود به حبشه فرستاد و امحبيبه را خواستگارى كرد و سرانجام در سال هفتم از هجرت با او ازدواج نمود .
خبر ازدواج امحبيبه به ابوسفيان رسيد و اين دشمن خدا و پيامبر را سخت منقلب كرد تا آنجا كه سخنى بر زبان آورد كه مبين شكست او در مقابل عظمت و علو مقام روحى و اخلاقى رسول خدا است . او چنين گفت : اين نر را نمىتوان مشت بر دماغش كوبيد « 1 » .
يك سال از اين ازدواج گذشت ، صلح حديبيه در سال هشتم از هجرت به وقوع پيوست و قريش با همه سخت سرى كه داشت در مقابل قدرت و عظمت اسلام به زانو درآمد و در حقيقت آن را به رسميت شناخت .
آيا تصور مىكنيد اين ازدواج در به دست آمدن چنين امتياز بزرگى بىاثر بوده است ؟
9 ) صفيه دختر حى
صفيه دختر حىبناخطب ، از سلاله هارون برادر حضرت موسى ( ع ) است . مادرش بره دختر سموال از طايفه بنى قريظه است .
صفيه در ابتدا به سلام فرزند مشكم شوهر كرد و سپس از او طلاق گرفت و به عقد كتانه فرزند ربيع از يهوديان بنىنظير درآمد . ربيع در جنگ خيبر بدست مسلمانان كشته شد . پس از جنگ خيبريان به اسارت مسلمانان درآمدند ، و رسول خدا صفيه را كه جزء اسراى جنگى بود به خود اختصاص داد و چون در سيماى او آثارى از كبودى مشاهده كرد علت آن را جويا شد و صفيه در پاسخ حضرت داستان
هامش
( 1 ) رجوع شود به طبقات ابنسعد 8 / 80 - 86 . و نيز به كتابهاى استيعاب ، و اسدالغابه و اصابه .