كوشش و تلاش خود را در اين راه به كار بردهام ، و قضاوت در ان هر چه باشد با ديگراه است . ولى خدا را گواه مىگيرم كه تنها اميد به انتفاع پژوهندگان حقائق تاريخ صدر اسلام ، و قرآن و احكام آن ، مرا به بررسى و تحقيق در اين موضوع برانگيخته است .
اسلام يا ايمان و عقيده
ثانياً چنانچه نويسندهاى بر خويشتن مسلط گرديد و توانست كه آن مشكل را از پيش پاى بحث و تحقيق خود بردارد ، اشكال ديگرى خودنمائى مىكند ، و آن تأثيرى است كه نشر اين قبيل مطالب روى همآهنگى و يگانگى مسلمانان مىگذارد و اين سؤال را پيش مىآورد كه اكنون كه در نتيجه مساعى مجاهدين و مصلحين اسلام و كوششهاى پىگير و مداوم آنها ، خداوند تا حدى آمال و آرزوهاى طوايف مختلف مسلمان را برآورده و آنها را به يكديگر نزديك ساخته ، اسباب برادرى و همبستگى ايشان ار فراهم كرده است ، آيا رواست كه پيرامون گذشتهاى بسيار دور قلمفرساى شود و مطالبى منتشر گردد كه نه تنها رد و انتقاد شديد را در پى خواهد داشت ، بلكه احساسات خفته را برانگيخته انزجار و نفرت ببار خواهد آورد ؟ .
اما در مقابل چنان پرسشى اين مسئله نيز مطرح مىشود كه بسادگى از آن نمىتوان چشم پوشيد .
اگر به عنوان عقيم ماندن كوششهاى مصلحين خير انديش ، چنان بحث و تحقيقى مورد پسند واقع نشود ، در آن صورت در تحقيقهاى علمى بر روى همگان بسته خواهد ماند و اين ستمى است نابخشودنى كه بر دانش و معرفت رفته است زيرا كه در نتيجه حقائق اسلام همچون قرون و اعصار گذشته پشت پرده جمود فكرى و تعصب خشك و بى جا باقى مىماند و اختلاف و دو دستگى بين تيرههاى مختلف اسلامى بيشتر خودنمائى خواهد كرد و اين مسلماً چيزى نيست كه مصلحين و شيفتگان همبستگى اسلامى آن را تأييد و تصديق نمايند .
بدين سبب ما در حالى كه با تمام قلب توفيق برادران مسلمان خود را در دور افكندن اختلاف و بركندن اساس تفرقه و نفاق در پرتو پاسخ به نداى مصلحين