در بيان هر يك از آنها به احاديث امالمؤمنين استناد مىشود اساسش بر همين مطالعه قبلى استوار است .
چون من در صدد بحث و تنظيم تاريخ دوره اول اسلام بودم ، ناگزير كرديم كه همين قسمت يعنى ارزيابى حديث را بر ساير مباحث خود مقدم شمرده مورد بحث و بررسى قرار دهم .
بحث در اين موارد ، بويژه پيرامون سران اوليه اسلام مشكلاتى در بر دارد كه از پيش پا برداشتن آنها براى محقق مسلمان خيلى آسان نيست .
بىطرفانه تحقيق كنيم
نخستين اشكال ، مواجهه نويسنده مسلمان مشرق زمين ، با عقائدى است كه خود با آن خو گرفته و نشو و نما نموده و در زندگى و روحيهاش نفوذ كرده و در تار و پود وجودش ريشه دوانيده است و همچنين عقايدى كه جامعه وى داراست .
او شخصيتهاى صدر اسلام را برتر از ديگر آدميان مىبيند ، زمان و اهل زمان آنها را مقدس مىشمارد ، و انچه را كه درباره آنها و زمان ايشان مىپندارد ، دربارهء ديگران و زمان آنان باور ندارد .
چنانچه چنين نويسندهاى نتواند اين مشكل را از پيش پاى بحث و تحقيق خود بردارد ، بجاى پى جويى از حق و حقيقت ، مطالبش جنبهء دفاع از معتقداتش را به خود خواهد گرفت .
چون اين حقيقت را دريافتم ، تصميم گرفتم ، مخصوصا در اين زمينه به عواطف خود در مورد احترامى كه به عايشه امالمؤمنين ، از نظر همسرى با رسول خدا ( ص ) قائلم مجالى ندهم ، و شخصيتهاى محترم اسلامى را كه در بحث پايشان به ميان كشيده مىشود ؛ از ديگران فرقى نگذارم ، و آنان را مانند همهء مردم داراى عواطف و انگيزههاى گوناگون بشناسم ، ا بتوانم پس از تشريح حوادثى كه در ادوار حيات امالمؤمنين روى داده است ، بىطرفانه و تنها براى دستيابى به حقيقت ، به بحث و بررسى گفتار و احاديث او بپردازم .
گرچه من ادعا نمىكنم كه در اين تصميم كاملًا توفيق يافته باشم ، اما نهايت