كه مسألهء افك را دربارهء شخص امالمؤمنين عايشه دستخوش شك و ترديد مىسازد .
از طرف ديگر روايات و اخبارى وجود دارند كه مورد اشارهء آيهء افك را ماريه ، مادر تنها پسر رسول خدا معرفى مىكنند و موضوع تا آن پايه بغرنج و درد آور مىگردد كه خداوند به پاكى و پاكدامنى آن بانوى بىگناه گواهى مىدهد ، مؤمنين نفسى به راحت مىكشند و زبان ياوه گويان بسته مىشود « 1 » .
همچنانكه گفتيم ، حديث افك به آن صورت كه امالمؤمنين عايشه تعريف كردهاند ، از احاديثى است كه از آن بانو روايت شده و از جمله مواردى است كه وسيلهء مؤلف در قسمت دوم كتاب مورد بحث و بررسى قرار گرفته است .
ثانياً گفتهء ايشان در مورد فعاليتهاى جنگى امالمؤمنين در دورهء جوانى و قهرمانىهاى آن بانوى صدر اسلام بايد گفت كه قضيه كاملا بر عكس اين مدعاست زيرا :
به حكم تاريخ ، امالمؤمنين پس از رسول خدا ، ايام جوانى خود را در دوران حكومت پدر خود ابوبكر ، و دوست ديرينش عمر گذرانيد و آن را در كمال امن و راحتى و فراغ بال و آسايش خيال ، و دور از هر غوغائى پشت سر گذاشت و از احترام و تكريم زايدالوصفى برخوردار بود و تا سن چهل سالگى جز دو بار كه آن هم به سفر حج بيرون شده بود ، پاى از خانهء خويش بيرون نگذاشت ؛ و آنگاه كه قدم به سن كهولت و پيرى مىگذاشت و دههء پنجم از عمر خود را طى مىكرد ؛ درورهء پر جوش و خروش و قهرمانىها و نشاط جنگى و فعاليتش آغاز گرديده فرماندهى كل قوا را در جنگ جمل عليه امام على - كه برغم خواستهء او ، مردم به خلافتش گردن نهاده بودند - بر عهده گرفت ، و چون فرماندهان كار آزمودهء جنگى بر شترى زره پوش و در قلب ميدان كارزار شركت جست !
آقاى ع . م مىنويسد :
ص مثلًا يكى از صحنههائى كه عايشه جوان از زن گرفتن مكرر پيغمبر عصبانى شده اعتراض مىكند چنين است :
هامش
( 1 ) به صفحهء 100 همين كتاب مجدداً مراجعه فرمائيد و سخن استاد ابنابىالحديد را بار ديگر بخوانيد و نيز به صفحهء 66 - 73 مراجعه فرمائيد .