آقاى ع . م شرح داده است به همسرى خود نگرفته .
آقاى ع . م رسول خدا را فردى عياش و خوشگذران و زندوست جلوه داده با آن عبارات دون شأن پيغمبر اسلام ، داستانى آنچنانى به آن حضرت نسبت مىدهد . آيا نوشتههاى ع . م واقعاً طرز تفكر و عقيدهء ايشان را نسبت به اسلام و پيامبرش نمىرساند ؟ ! « 1 »
آقاى ع . م مىنويسد :
ص پيغمبر در حالى كه با عايشه در بستر بود از صحابه پذيرائى مىكرد . در ص 57 داستانى چنين ديده مىشود :
عايشه گويد ، با پيغمبر در يك رختخواب بودم ابوبكر آمد . پيغمبر اجازهء ورود داد ، و سپس عمر آمد به او نيز با همان حالت جازه ورود و ملاقات داد و فقط وقتى عثمان آمدئ محمد ( ص ) خود را پوشانيد . .
* از شما خواننده عزيز تقاضا مىكنيم يك بار ديگر بخش « دورهء تأييد و پشتيبانى » ص 146 - 149 را كه همين داستان است ، و براى نمونه يكى از احاديث امالمؤمننن عايشه را دربارهء عثمان نقد و بررسى قرار داده است مطالعه فرمائيد و خود قضاوت كنيد كه بين حديثى كه نقل شده با غرض آقاى ع . م تا چه حد فاصله است آقاى ع . م ، ابتدا و انتهاى بحث و حديث ، مخصوصاً انتقادهائى كه استاد علامه بر آن وارد دانستهاند ، و حديث مزبور را به همان دلائل مردود شناختهاند ، انداخته و چيزى كه خود خواستهاند ساخته و تحويل داده است ؛ از هيچ فرد باسواد و درس خواندهاى چنين خيانتى پسنديده نيست !
آقاى ع . م نوشتهاند :
* وقتى على به سفر جنگ جمل به بصره شد ، حفصه و خنياگران مدينه تصنيفى بدين مضمون ساختند :
مالخبر ، مالخبر ، علي في السفر ، كالفرس الاشقر . ان تقدم عقر ، و ان تأخر نحر .
* ما ناگزير هستيم تا عين نوشتههاى كتاب احاديث امالمؤمنين عايشه را در اين مورد اينجا بياوريم . اين داستان در ص 137 آن كتاب عيناً چنين است :
هامش
( 1 ) پاسخ به اين ايراد در صفحهء 66 - 73 همين كتاب مفصلًا آورده شده است .