1 ) كفتار نر .
2 ) پيرمرد خرفت كودن و نادان .
3 ) در مصر ، مردى ريش دراز به اين نام خوانده مىشد !
4 ) در مدينه مردى يهودى چنين نامى داشته و عثمان را به او تشبيه كردهاند .
ولى به حق بايد گفت كه نه تنها هيچ يك از معانى مختلف نعثل از نظر امالمؤمنين عايشه ، با فراست و هوش سرشارى كه داشت پوشيده نبوده است . بلكه با استفاده از قدرت بيان و شيوائى گفتار و فصاحت و بلاغت فطريش تمام معانى نعثل را در آن جملهء كوتاه و قاطع جمع كرد و آن را چون تيرى جانكاه چنان راست و درست بسوى خصم خود عثمان پرتاب كرد كه تا پر بسينهء وى نشست و براى هميشه لكهء آن بر دامان او باقى ماند .
همان جملهء كوتاه چون ضرب المثلى دهان به دهان دشمنان عثمان گرديد و حتى پس از آنكه خليفه وسيلهء مخالفان خود و پشت گرمى همان فتوى از پاى درآمد و كشته شد ، اين نام با تمام معانيش از دهان دشمنان او برنيفتاد و مدتها ورد زبان بود و براى ابد در تاريخ ثبت گرديد . اعورشنى در ابيات خود چنين آورده است :
برئت الي الرحمن من دين « نعثل » * و دين ابن صخرايها الرجلان « 1 »
« من از آئين نعثل - عثمان - و فرزند صخر - معاويه هر دو بيزارم ! »
محمد بن ابى سيره بن ابى زهير قرشى چنين سروده :
نحن قتلنا « نعثلا » بالسيرة * اذ صدعن صدعن أعلامنا المنيرة « 2 »
« ما بنام سنت ، نعثل - عثمان - را كشتيم هنگامى كه او از پيشرفت پرچمهاى تابناك ما جلوگيرى كرد . » .
و چون عمروعاص در جنگ صفين در ضمن ابيانى به بانگ بلند چنين خواند :
ردوا علينا شيخنا كما كان ! ! « 3 »
سرور ما - كنايه از عثمان - را همچنانكه بود به ما بازگردانيد ! »
عراقيان جوابش دادند :
هامش
( 1 ) انساب الاشراف بلاذرى 5 / 105 .
( 2 ) كتاب صفين ص : 456 و 256 و 257 و 454 و ترم النهج 1 / 482 .
( 3 ) كتاب صفين ص : 456 و 256 و 257 و 454 و ترم النهج 1 / 482 .