به محكمترين عهد و پيمانى كه ممكن بود از بندهاى گرفته شود . بر انجام و وفاى به عهد عثمان گواه گرفت ، و جمعى از سران مهاجر و انصار را بر آن شاهد نمود . در نتيجه مسلمانان دست از عثمان برداشتند و به اميد انجام و وفاى به عهدش بازگشتند .
اما عثمان پس از بازگشت مردم بيكار ننشست و به جاى برآوردن تقاضاهاى آنان به تهيهء نيرو و مهمات جنگى و نفرات جنگنده براى مقابله با مردم پرداخت و از اسيرانى كه در سهم دولت بودند نيروئى شگرف فراهم آورد .
چون مهلت سه روزه سر آمد و وفائى به وعدههاى عثمان ديده نشد ، به درد مردم رسيدگى نكرد ، و كارگزارى را از كار بر كنار ننمود ! بار ديگر مردم بر او شوريدند . عمروبنحزم صحابى انصارى ، عدم وفاى به عهد عثمان و انقلاب مجدد مردم را به مصريان كه در ذى خشب بودند خبر داد . آنان نيز به همراهى وى روى به مدينه نهادند و سپس نمايندگانى از جانب خود نزد عثمان اعزام داشتند . نمايندگان چون بر وى وارد شدند به او گفتند :
- مگر تو از كارهاى گذشتهات توبه نكردى و قول ندادى و خداى را گواه نگرفتى كه از آنچه مورد خشم و نفرت مردم است دست بدارى ؟ !
- آرى من هنوز بر آن پيمان هستم !
- اگر چنين است ، پس اين نامه چيست كه دربارهء ما به عبدالله ، عامل خود در مصر نوشتهاى ، و ما آن را از پيك تو گرفتهايم ؟ ! !
- من كارى نكردهايم ! و از آنچه مىگوئيد اطلاعى ندارم .
- پيك تو بر شتر مخصوصت سوار بود ، و نامه به خط منشى تو ، و به مهر تو ، مهر خلافت رسيده است !
- اما شتر ! اين امكان دارد كه آن را دزديده باشند ! از طرفى دو خط هم ممكن است به هم شبيه باشند ، و مهر و امضاى من شايد جعلى باشد !
- ما در كار تو شكايت نمىكنيم گرچه نزد ما متهمى ، با اين وصف دست عمال فاسقت را از سر ما كوتاه كن ، و آنانرا از كار بر كنار ساز ، و كسى را بر ما ولايت ده كه دستش به مال و جان ما آلوده نشده باشد ، بداد ما برس و حق ما را به ما بازگردان !
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 246
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٤٦