محاصرهء عثمان
فالله يعلم ، انى رأيت فيه الانكسار و الرقة لعثمان . . .
« خدا ميداند ، كه در سيماى « على » آثار رحم و شفقت را نسبت به عثمان بوضوح ديدم . »
ابنعباس
ديدم كه امام على براى نجات جان عثمان بارها صادقانه قيام كرد و با ستمديدگان از او و كارگزارانش به گفتگو نشيت و ميانجى شد تا مگر شعلهء انقلاب فرونشيند و جان خليفه در امان بماند . اما در مقابل اينهمه تلاش و كوشش ، عثمان هربار كه پيمان مىبست و تعهد مىنمود كه خواسته مردم را برآورده سازد و دست ستمگران بنىاميه را از جان و مال مسلمانان كوتاه سازد ، به اغواى اطرافيان بىخردش از بنىاميه كه در رأس همه آنها مروان حكم قرار داشت ، وعدههاى خود را زير پا مىگذاشت و در نتيجه از نو آشوبى ديگر برپا مىشد ، و بناچار بار ديگر على را به يارى خود مىخواند ، سستى و بىعرضگى خليفه كار را به آنجا كشانيد كه امام ناگزير شد شانه از زير بار چنان مسئوليتى خالى كند ، و عثمان را به خود واگذارد تا او و وزير مشاورش مروان و ديگر سران بنىاميه ، با مردمى كه براى بدست آوردن حق خود و اجراى عدالت ، عثمان را به محاصره كشيده بودند و جز بركنارى او به هيچ وعده ديگرى تن در نمىدادند چگونه كنار آيد .
عكرمه ، از قول ابنعباس موضوع محاصرهء عثمان را چنين روايت مىكند :
« عثمان را دوبار محاصره كردند . در نوبت اول عثمان دوازده روز در محاصرهء