دادخواهان به مدينه روى مىآورند
الا ترون الى عثمان يخادعنى عن دينى و يرشونى عليه :
« آيا نمىبينيد كه عثمان با دادن رشوه به من در مقام فريب و گمراه ساختن منست ؟ »
محمد فرزند ابوحذيفه
بلاذرى مىنويسد : « يك سال پيش از كشته شدن عثمان ، جمعى از اهالى شهرهاى كوفه و بصره و مصر ، در مسجدالحرام اجتماعى تشكيل دادند و به مشورت پرداختند .
رياست كوفيان را كعببنعبدهالنهدى ، و بصريان را المثنى بن مخرمه العبدى ، و مصريان را كنانهبن بشربنعتاب در عهده داشتند . اينان خلافكاريهاى عثمان را تشريح كردند و تغيير و تبديلهائى را كه روا داشته است و پيمانى كه بشهادت خداى بسته و زير پا گذاشته در ميان نهادند ، و در آخر تصميم گرفتند كه بر خلافكاريهاى عثمان خاموش ننشينند پس قرار گذاشتند كه هر يك به شهر و زادگاه خود بازگردند ، و بعنوان سخنگو و پيامبر اين اجتماع نتيجهء مذاكراتشان را به گوش مردم برسانند ، و آنهايى را كه هم فكر و هم عقيدهء خود مىدانند در جريان ما وقع بگذارند ، و سال ديگر ، بر در خانهء عثمان گرد آيند ، و او را از كارهايش ملامت و سرزنش كنند .
چنانچه عثمان متنبه گرديد ، و دست از كارهاى نارواى خود برداشت ، كه به هدف خود رسيدهاند و الا تصميمى قاطع در حق وى اتخاذ نمايند . آن جمع